برگردان به زبان ساده
ما را شکایتیست ز دست جفای تو
تا کی کشد بگو دل مسکین بلای تو
هوش مصنوعی: ما از بدرفتاری تو گلهمند هستیم و نمیدانیم تا کی باید این درد و رنج را تحمل کنیم. دل بیچارهام به خاطر تو در عذاب است.
با آن که دل ببردی و در پا فکندیش
جان کردهایم در سر مهر و وفای تو
هوش مصنوعی: با اینکه تو دل مرا دزدیدهای و به زیر پا انداختهای، اما ما همچنان در عشق و وفاداری به تو جان میدهیم.
تا کی جفا و جور کنی بر دلم بگو
از حد برفت ای دل و دین ماجرای تو
هوش مصنوعی: به چه مدت میخواهی بر دل من آزار و ظلم وارد کنی؟ بگو که حد و اندازه را رد کردهای ای دل و دین، داستان تو چه میگوید؟
ای دیده تا به چند کنی بر دلم ستم
هجران آن نگار دهد هم جزای تو
هوش مصنوعی: ای چشمان من، تا کی میخواهی بر دلم با درد جدایی آن معشوق ستم کنی؟ آیا مجازات تو جز این است؟
روزی ز من نپرسی ای سرو راستی
عمریست تا ز جان شدهام مبتلای تو
هوش مصنوعی: روزی از من نخواهی پرسید، ای درخت راستین، که من سالهاست به خاطر تو به جان خود آسیب دیدهام.
جور رقیب و سرزنش اهل روزگار
تا کی کشم بتا تو بگو از برای تو
هوش مصنوعی: تا کی باید تحمل کنم سختیهای رقیب و سرزنشهای کسانی که در این دنیا هستند؟ ای معشوق، تو بگو برای تو چه کار کنم؟
تو پادشاه هر دو جهانی و من گدا
خرّم کسی که در دو جهان شد گدای تو
هوش مصنوعی: تو فرمانروای هر دو جهان هستی و من مانند گدای خوشحال کسی هستم که در این دو دنیا به دنبال تو هست.