برگردان به زبان ساده
گشتم از جان بنده بالای تو
سر فدای روی شهر آرای تو
هوش مصنوعی: من از جانم گذشتم تا به تو نزدیک شوم و جانم را فدای زیبایی و جلوهات کنم.
چون ز من بربود آرام و قرار
جان به شوخی غمزهٔ شهلای تو
هوش مصنوعی: وقتی که تو از کنارم رفتی، آرامش و آسودگیام از بین رفت و به شوخی و ناز چشمان سیاه تو غمگین شدم.
سرو جان بگذر زمانی سوی ما
تا بمالم روی را در پای تو
هوش مصنوعی: ای سرو زیبا، لحظهای به سمت ما بیایید تا صورت خود را بر پاهای تو بمالم.
زلف شبرنگت به روی آشفته کن
تا شود مشک ختن لالای تو
هوش مصنوعی: موهای تیرهات را بر روی چهرهام بریز تا بوی خوش مشک ختن به سمت تو بیاید.
سرو اگر در باغ بیند قامتت
از قد افتد بی شک از بالای تو
هوش مصنوعی: اگر سرو در باغ زیبایی قامت تو را ببیند، حتماً از شدت شیکی و بلندی تو، احساس کمبود قد خواهد کرد.
ای دو چشم من تو میدانی ز چشم
برد خوابم نرگس رعنای تو
هوش مصنوعی: ای چشمان من، تو میدانی که خوابم را از چشمهایم گرفتهای، زیرا که نرگس زیبای تو در نظرم میدرخشد.
گر به جانم میکنی حُکمت روان
نیست رایی در جهان جز رای تو
هوش مصنوعی: اگر به جانم ظلم میکنی، درک و درایت قابل توجهی وجود ندارد و هیچ نظری در دنیا به جز نظر تو معتبر نیست.