برگردان به زبان ساده
بگشای در رحمت بر روی من مسکین
بَردار ز لطف خود غم را ز دل غمگین
هوش مصنوعی: ای کاش درگاه رحمتت را به روی من بیچاره باز کنی و از لطف خود، غم را از دل غمگینم برداری.
غمگین دل بیچاره بی کس شد و سرگردان
تا چند چنین باشی سرگشته دمی بنشین
هوش مصنوعی: دل غمگین و بیکس سرگردان شده و نمیداند تا چه مدت باید به این وضعیت ادامه دهد؛ کمی آرام بگیر و به خودت استراحت بده.
بنشین ز هوس تا کی در گرد جهان گردی
فارغ شو ازین معنی وین عرصه دمی برچین
هوش مصنوعی: درخواست خود را بررسی کن و از آرزوها و خواستههای بیپایان فاصله بگیر. مدتی از زندگیات را کنار بگذار و از این فضا و دنیای پرهیاهو جدا شو.
بر چین سر زلفش پر چین شده این دلها
چون بلبل شوریده بر روی گل رنگین
هوش مصنوعی: دلها به خاطر زیباییهای زلف او به هم پیچیده و نا آرام شدهاند، مانند بلبلانی که دیوانهوار بر روی گلهای زیبا مینشینند.
رنگین چو گل رویش نشکفت به بستانها
چون صورت زیبایش هرگز نبود در چین
هوش مصنوعی: چهرهاش مانند گل رنگارنگ است که در باغها شکوفا نشده است. زیبایی چهرهاش هرگز در چین و چروک نمیافتد.
در چین شده ابرویش با ما ز چه رو باشد
از روی خطا چشمش افتاده به ما چندین
هوش مصنوعی: ابروهای خمیدهاش به چه دلیلی چنین است؟ آیا بهخاطر اشتباهی بوده که چشمش به ما افتاده و ما را دیده است؟
چندین چه کنی یارا این جور و جفا بر ما
تا چند توان کردن این اسب جفا را زین
هوش مصنوعی: دوست عزیز، تا کی میخواهی اینگونه با ما بدرفتاری کنی؟ تا چه زمانی میتوانیم این بیعدالتی و سختی را تحمل کنیم؟
در زین قدش چندین ای شاه جهان آرای
رخ بر رخ جانم نه من با تو ندارم کین
هوش مصنوعی: ای شاه جهان، با قامت دلانگیزت، در برابر جانم قرار بگیر. من با تو هیچ دشمنی و کینهای ندارم.
کین از چه سبب داری با این دل شوریده
پیوسته مرا داری سرگشته تو چون فرزین
هوش مصنوعی: چرا همیشه من را با این دل آشفته و سرگشتهات به هم میزنی و مثل فرزین در این حالت نگه میداری؟