برگردان به زبان ساده
ای دو چشمت مایه درمان من
تا به کی باشد بلا بر جان من
هوش مصنوعی: ای چشمان تو مایه آرامش و شفای من هستند، اما تا کی باید این درد و رنج بر وجود من سایه بیفکند؟
از غم عشقت بگو ای سنگدل
چند باشد در غمت افغان من
هوش مصنوعی: ای دل سنگی، از غم عشق تو بگو! چقدر از غم تو ناله و زاری من ادامه دارد؟
جز لب لعل تو ای آب حیات
هیچ نبود در جهان درمان من
هوش مصنوعی: غیر از لبهای سرخ تو که شبیه آب حیات است، در جهان هیچ چیز دیگری برای درمان دلم وجود ندارد.
این دل سرگشتهٔ بیچارهام
چون کنم چون نیست در فرمان من
هوش مصنوعی: این دل بیچاره و سرگردان من را چه کنم؟ وقتی که هیچ چیز تحت کنترل من نیست.
دل به جان آمد ز هجران چون کنم
نیست رحمی بر منش جانان من
هوش مصنوعی: دل از هجرت معشوق به تنگ آمده است و حالا نمیدانم چطور با این بیرحمی که از جانب او میبینم، کنار بیایم.
در سر کار غمش .........
........... سر و سامان من
هوش مصنوعی: در ذهنم همیشه درگیر غم او هستم و همین مسئله، زندگیام را سامان میبخشد.
من ز چشم آرم شراب از دل کباب
گر تو باشی یک شبی مهمان من
هوش مصنوعی: اگر تو یک شب مهمان من باشی، میتوانم از چشمانت شراب بیاورم و دل آتشینم را آرام کنم.
راز عشقش چون بگویم مدّعی
هرچه میگویی بگو در شان من
هوش مصنوعی: عشق او را چگونه بیان کنم، که هرکسی هرچه دربارهام میخواهد بگوید، اما حقیقت چیز دیگری است.