برگردان به زبان ساده
پشت دلم ز بار فراقت خمیده است
جانم ز درد عشق تو بر لب رسیده است
هوش مصنوعی: قلبم از غم دوری تو سنگین شده و جانم از درد عشق تو به آخر رسیده است.
دانی که در فراق رخت ای دو دیدهام
خون دلم ز دیدهٔ حیران چکیده است؟
هوش مصنوعی: میدانی که در دوری تو، چقدر دلم آزرده است و اشکهای من از چشمانم به خاطر ناراحتی و گیجی میریزد؟
ای نور دیده تا ز برم گشتهای جدا
بخت از برم چو آهوی وحشی رمیده است
هوش مصنوعی: ای نور چشمم! تو که از کنارم رفتهای، بختی که در کنارم بود هم اکنون مانند آهوی وحشی که در آغوشش نمیتوانم بگیرم، از من دور شده است.
صبرم ز روی خویش مفرمای بعد از این
شوق رخ تو پردهٔ صبرم دریده است
هوش مصنوعی: در برابر چهرهات دیگر صبر نکن، شوق دیدن تو باعث شده که صبرم از هم بپاشد.
رحمی بکن به حال دل مستمند من
عمریست تا که بار فراقت کشیده است
هوش مصنوعی: لطفاً به حال دلم که فقیر و بینواست رحم کن، زیرا سالهاست که درد جداییات را تحمل میکنم.
کامم بده ز لب که مرا تلخ گشت کام
بسیار شربت شب هجران چشیده است
هوش مصنوعی: به من از لبت بنوشان تا طعم تلخ جدایی را فراموش کنم، چرا که در شبهای دور، چشیدم طعم تلخ جدایی را.
مسکین دل حزین مرا خوش بدار از آنک
عشق رخ ترا ز جهانی گزیده است
هوش مصنوعی: دل غمگین و بیچارهام را با محبت نگهدار، زیرا عشق چهره تو از این جهان برگزیده شده است.