برگردان به زبان ساده
دمی در کوی درویشان گذر کن
به حال زار مسکینان نظر کن
هوش مصنوعی: لحظهای در محله درویشان بگذران و به حال نزار و غمانگیز مسکینها نگاه کن.
اگرچه سرو نازی بر لب جوی
دمی ناز ای پسر از سر به در کن
هوش مصنوعی: هرچند درختی با زیبایی خاص در کنار آب وجود دارد، اما ای پسر، بهتر است از آن فاصله بگیری.
دلا در پیش آن ابرو و غمزه
دل و جان جهانی را سپر کن
هوش مصنوعی: ای دل، در برابر آن ابروی خوش و ناز و آن نگاه جذاب، همه چیز را فدای او کن.
شبی در کلبه احزان گر آید
نثار از دیدگان بر وی گهر کن
هوش مصنوعی: اگر شبی در کلبهی غم و اندوه به سر ببرم، یاد تو چنان برایم عزیز است که اشکهایم را به سوی تو میریزم و آنها را مانند جواهرات گرانبها بر تو نثار میکنم.
وگر گوهر به چشمش درنیامد
ز دیده سیم بار و رخ چو زر کن
هوش مصنوعی: اگر او ارزش گوهر را در چشمش نبیند، باید مانند نقرهای باشد که در برابر زیبایی و چهرهاش همچون طلا درخشان است.
وگر دستت نگیرد در شب وصل
برو در کوی هجرانش سفر کن
هوش مصنوعی: اگر در شب وصال، دستت را نگیرند، بهتر است به کوچهی جداییاش بروی و سفر کنی.
وگر برگیرد از تو دل دلارام
هوای کوی دلداری دگر کن
هوش مصنوعی: اگر دل آرامت از تو جدا شود و بخواهد بیفتد درگیر عشق و محبت کسی دیگر، باید خودت را آماده کنی و با این وضعیت کنار بیایی.
جوابم داد دل گفتا که جانا
برو درس وفای او ز بر کن
هوش مصنوعی: دل به من گفت که ای عزیز، برو و وفای او را از حفظ کن.