برگردان به زبان ساده
صبا شاد آمدی از کوی جانان
چه داری راست گوی از بوی جانان
هوش مصنوعی: ای نسیم خوش، با شادی از راه محبوب آمدهای، بگو، حقیقتاً چه بویی از محبوب به همراه داری؟
عبیر و عنبر ساراست گویی
نسیم طرّه گیسوی جانان
هوش مصنوعی: عطر خوش عبیر و عنبر در فضا پخش شده است، مانند نسیمی که از میان موهای محبوب میوزد.
خوش آوردی که جانم تازه کردی
به بوی دلپذیر از کوی جانان
هوش مصنوعی: تو به زیبایی و عطر دلنشین و یاد محبوبم، جان تازهای به من بخشیدی.
برو بادا ز من در گردنت باد
ببر از من پیامی سوی جانان
ای باد! برو که وظیفه داری از من پیامی سوی جانان ببری.
که جان آمد مرا بر لب از این بیش
نمیتابد فراق روی جانان
هوش مصنوعی: دلتنگی و جدایی از معشوق به حدی رسیده که نفس آخر را میکشم و دیگر نمیتوانم بیشتر از این تحمل کنم.
مرا از قبله گر پرسند گویم
شدم محراب جان ابروی جانان
هوش مصنوعی: اگر از من بپرسند قبلهام کجاست، میگویم: ابروی معشوق من، محلی است که جانم به آنجا سجده میکند.
به روی مهوش آن نور دیده
کنون آشفتهام چون موی جانان
هوش مصنوعی: به چهره زیبای او نگاه کن، اکنون قلبم پریشان است مانند موی محبوبم.
چه گویی در سر کوی فراقش
دلم سرگشته از باروی جانان
هوش مصنوعی: در خیابان جداییاش چه بگویم که دلم از شدت عشق به او سرگردان و نگران است.
سمن در سایه شمشاد میگفت
منم از جان و دل هندوی جانان
هوش مصنوعی: در سایهی درخت شمشاد، سمن میگفت که من تمام وجودم را برای معشوقم تقدیم کردهام و به او وابستهام.
دلم گم گشته از من در جهانست
شده عمریست همزانوی جانان
هوش مصنوعی: دل من در این دنیا گم شده و مدتی طولانی است که از کنار معشوقم دور هستم.