برگردان به زبان ساده
در بادیه هجر تو سرگشته چو گوییم
ما شرح جفاهای تو ای دوست چه گوییم
هوش مصنوعی: در بیابان دوری تو، ما مانند گوی میچرخیم و سرگشتهایم. حالا اگر بخواهیم از زخمها و ناملایمات تو بگوییم، چه سخنی باید برانیم؟
بر باد صبا گرچه بدادی تو وفایم
ساکن شده بر خاک درت بر سر کوییم
هوش مصنوعی: اگرچه تو به باد صبا وفا نکردی، من در خاک در خانهات آرام گرفتهام و در کوچهات حضور دارم.
بر دل غم هجران تواَم کوه گرانست
بر روی چو خورشید تو آشفته چو موییم
هوش مصنوعی: درد و غم دوری تو بر دلم سنگینی میکند، اما در مقابل زیبایی تو، من همچون مویی آشفته و پریشان هستم.
دم بی تو نیارم زدن ای دیده و هر دم
از آب دو دیده به غمت روی بشوییم
هوش مصنوعی: من بدون تو نمیتوانم نفس بکشم، ای چشم من، و هر لحظه از اشکهای چشمانم به خاطر غم تو روی خود را شستشو میدهم.
گفتم که چو شانه مگرت دست ببوسم
فریاد که در عشق تو چون سنگ و سبوییم
هوش مصنوعی: گفتم اگر دستت را نبوسم، چه باید کنم؟ فریاد برمیآورم که در عشق تو مانند سنگ و ظرف بیحالم.
تا چند زنی تیغ جفا بر من مسکین
آخر نه گیاهیم که هر لحظه بروییم
هوش مصنوعی: تا چه زمانی با ظلم و ستم خود مرا آزار میدهی؟ من که مثل گیاهی نیستم که همیشه بتوانم دوباره برویم و جان تازه بگیرم.
بر جان و جهان گر صد از این بیش کنی جور
با مدّعیان شرح جفای تو نگوییم
هوش مصنوعی: اگر به جان و دنیا ظلم و ستم کنی، هر چقدر هم که بر ما سخت بگذرد و به مدعیان شکایت کنیم، از بدیهای تو سخن نخواهیم گفت.