برگردان به زبان ساده
در راه عشق روی تو ما بی خبر رویم
مجنون صفت همیشه به کوه و کمر رویم
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، ما بیخبر مانند مجنون همیشه به سوی بلندیها و کوهها میرویم.
راهیست پیچ پیچ چو زلف بتان دراز
آن به بود که با رخ او در قمر رویم
هوش مصنوعی: راهی وجود دارد که همانند زلفهای پیچیده و بلند معشوق است. این مسیر بهتر است که ما با چهره او در کنار ماه برویم.
بویی ز وصل او به مشامم نمیرسد
ای دل بیا که تا قدمی پیشتر رویم
هوش مصنوعی: بوی وصال او به من نمیرسد، ای دل! بیا که قدمی برداریم و جلو برویم.
دانی خدنگ غمزه دلدار قاتلست
در پیش ناوک غم او جان سپر رویم
هوش مصنوعی: شما میدانید که تیرکمان چشمهای معشوق، مانند سلاحی کشنده است و در برابر تیر غم او، من آمادهام که جان خود را فدای عشق کنم.
چشمش بلای خلق جهانست چون کنم
شاید که از بلا قدری دورتر رویم
هوش مصنوعی: چشم او برای مردم دنیا آزار و بلای بزرگی است. چگونه میتوانم کاری کنم که از این بلا کمی فاصله بگیرم؟
چون در دیار خویش نداریم رونقی
ای دل بیا بیا که به شهری دگر رویم
هوش مصنوعی: اگر در سرزمین خود رونق و نشاطی نداریم، بیا، ای دل، که به شهری دیگر برویم.
بنمای روی مهوَشت ای عمر نازنین
تا از شعاع روی تو از خود به در رویم
هوش مصنوعی: ای عمر عزیزم، روی زیبا و دلربایت را به من نشان بده تا من بتوانم از نور چهرهات به سمت خودم بروم و از خودم دور شوم.