برگردان به زبان ساده
مرا ز دیده و دل دور کرد یار چرا
ز دست داد مرا زود آن نگار چرا
هوش مصنوعی: محبوبم چرا من را از نظر و دل دور کرده است؟ چرا آن دختر زیبای من را به این زودی از دست داد؟
به اختیار نبودم جدایی از بر دوست
ز ما کناره گزید او به اختیار چرا
هوش مصنوعی: من به اختیار خود از جدایی از محبوبهام دور نیستم، اما او به خواست خود از من فاصله گرفته است، پس چرا باید این جدایی به من نسبت داده شود؟
مرا ز چشم عنایت فکنده یکباره
نگار مهوش من همچو روزگار چرا
هوش مصنوعی: چشمان دلربای تو به یکباره نظرم را از من گرفتند، چراکه زیبایی تو همانند روزگار است.
درون کنج دلم سرّ او نهانی بود
میان خلق جهان کرد آشکار چرا
هوش مصنوعی: در دل من یک راز از او وجود داشت که بین مردم جهان آشکار شد.
غمش که بر دل من همچو کوه الوندست
نداشت غم ز من خسته روزگار چرا
هوش مصنوعی: غم او بر دل من همچون کوه الوند سنگینی میکند، اما چرا روزگار باید از من خسته باشد؟
نظر به حال جهانی نکرده، کُشتی باز
مرا به شیوهٔ آن چشم پر خمار چرا
هوش مصنوعی: به وضع و حال دنیا نگاه نکردهای، چرا دوباره مرا به روش آن چشمان خوابآلودت غرق در احساس کردهای؟
به رنگ و بوی تو عالم گرفته آشوبی
نصیب ما ز گلستان شدهست خار چرا
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و عطر تو، عالم در حال آشفتگی و بیقراری است. چرا باید در این گلستان، خارهایی وجود داشته باشد؟