برگردان به زبان ساده
جز درگه تو راه به جایی نمیبریم
بر درد خویش ره به دوایی نمیبریم
هوش مصنوعی: جز درگاه تو جایی برای رسیدن و کمک نداریم، دردی که داریم را به هیچ درمانی نمیتوانیم برسانیم.
هرچند جان دهیم به کوی تو از وفا
یک لحظه نیست کز تو جفایی نمیبریم
هوش مصنوعی: حتی اگر برای تو جان بدهیم، به خاطر وفا، یک لحظه هم نیست که از تو بدیای نچشیم.
گفتم گدای تو گشتم غمم بخور
گفتا برو صداع گدایی نمیبریم
هوش مصنوعی: به کسی گفتم که عاشق او شدهام و از درد عاشقی رنج میبرم. او جواب داد که برو، ما هیچگاه کسی را به عنوان گدا نمیپذیریم.
گفتم چه کردهام بجز از مهر و دوستی
زین بیش دوست ره به خطایی نمیبریم
هوش مصنوعی: به او گفتم که چه اشتباهی کردهام جز عشق و محبت، و بیشتر از این نمیتوانیم برادرانه در مسیر اشتباهی قدم بگذاریم.
بالای تو بلای دل ماست بر دلم
نگذشت یک نفس که بلایی نمیبریم
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو برای دل ما همچون نگرانی و درد است و لحظهای نمیگذرد که در احساساتمان غم و سختی نداشته باشیم.
گویی برو ز کوی من آخر کجا روم
از کوی تو که راه به جایی نمیبریم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که اگر از محلهام بیرون بروم، واقعاً نمیدانم به کجا بروم، زیرا نمیتوانم از محله تو دور شوم.
بیمارم از دو چشم تو و جز به لعل تو
ره در جهان دگر به شفایی نمیبریم
هوش مصنوعی: من از نگاههای تو بیمار هستم و جز با لبهای زیبایت هیچ راهی برای بهبودی نمیبینم.