برگردان به زبان ساده
بر سر کوی تو افغان چه کنم گر نکنم
دیدهٔ جان به تو حیران چه کنم گر نکنم
هوش مصنوعی: در کنار مسیر تو، هر چه فریاد بزنم و ناله کنم فایدهای ندارد؛ اگر چشمانم به تو خیره نماند، چه باید بکنم؟
خانه صبر من ای نور دو چشمم ز فراق
در غم عشق تو ویران چه کنم گر نکنم
هوش مصنوعی: ای روشنی چشمم، خانه تحمل من از درد و دوری تو ویران شده است. اگر با عشق تو رابطهای برقرار نکنم، چه کنم؟
گرچه عهد من دلخسته شکستی به جفا
با غم روی تو پیمان چه کنم گر نکنم
هوش مصنوعی: هرچند تو به خاطر بیمهریات عهد من را شکستی، با این حال چه باید بکنم وقتی که به عشق تو هنوز پایبند هستم و نمیتوانم از آن دست بردارم؟
آشکارا چو تو خون دل ما میریزی
درد دل را ز تو پنهان چه کنم گر نکنم
هوش مصنوعی: وقتی تو به وضوح دل من را میشکنی و به من درد میزنی، نمیدانم چطور میتوانم درد دل خود را از تو پنهان کنم، اگر که به دل شکنیات ادامه دهی.
گوهر و زر به فراق رخت ای جان به جهان
ز رخ و چشم خود ارزان چه کنم گر نکنم
هوش مصنوعی: ای جان، به خاطر دوری از تو، حتی جواهر و طلا هم برای من بیارزش است. چه کنم اگر نتوانم تو را از یاد ببرم؟