برگردان به زبان ساده
گفته بودی از لبت درمان کنم
وز وصالت یک شبی مهمان کنم
هوش مصنوعی: گفته بودی که میخواهی با لبهای تو دردهایم را درمان کنم و همچنین یک شب از حضورت بهرهمند شوم.
از در بختم درآ بی انتظار
تا جهان در پای تو قربان کنم
هوش مصنوعی: به در بیا و بدون منت، وارد زندگیام شو تا همه چیز را برای تو فدا کنم.
تا به کی من دیده بی خواب را
در فراق روی تو گریان کنم
هوش مصنوعی: چقدر باید در غم دوری تو، چشمان بیخوابم را اشکبار کنم؟
تا به چند آخر دل غمدیدهام
بر سر نار غمت بریان کنم
هوش مصنوعی: تا کی باید من با دلی پر از غم، به خاطر ناراحتیات خودم را بسوزانم؟
در فراق روی خوبت تا به کی
انتظار وعده جانان کنم
هوش مصنوعی: من تا کی باید در انتظار وعده معشوق باشم، در حالی که به خاطر دوری از چهره زیبای تو دلتنگم؟
کردهای فرمان به جانم، بندهام
من ز جان و دل تو را فرمان کنم
هوش مصنوعی: تو به جان من فرمان دادهای و من به خاطر تو، با تمام وجودم آمادهام از جان و دل به تو خدمت کنم.
سرو را گر هست جای اندر سر آب
من تو را مأوا میان جان کنم
هوش مصنوعی: اگر سرو در جایی از آب باشد، من تو را در دل خود جا خواهم داد و به تو پناه میدهم.