برگردان به زبان ساده
پشتم ز فراق شد خم
کم نیست ز دیده روز و شب نم
هوش مصنوعی: دلیل اندوه من، جدایی است که بر دوش من سنگینی میکند و اشکهایم به حدی است که روز و شب از چشمانم نمیریزد.
شد ریش دلم ز نیش هجران
جز وصل تواَش مباد مرهم
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زخم جدایی از تو، به شدت آسیب دیده است و هیچ درمانی جز وصال تو برای آن مناسب نیست.
آخر مددی که جان غمگین
آمد به لب ای نگارم از غم
هوش مصنوعی: کمک کن که دیگر تحمل غم در من تمام شده است، ای عزیزم.
این آتش سوزناک هجران
خونابه ز دیده راند هر دم
هوش مصنوعی: این ناراحتی و دوری از محبوب، چنان شدید است که هر لحظه باعث میشود اشکها از چشمانم بریزد.
میبینم و با من وفاجوی
از جور و جفا نمیکنی کم
هوش مصنوعی: میبینم که از من دلجویی میکنی و به خاطر ظلم و بیعدالتی کمتوجهی نمیکنی.
بنیاد ستم نهادهای باز
بر ما بگذشت و بگذرد هم
هوش مصنوعی: ستمگری که پایه های ظلم را بنا کرده، دوباره بر ما گذشته و همچنان ادامه خواهد داد.
چون چشم تو ناتوان بماندم
چون زلف تو کار رفته در هم
هوش مصنوعی: چشم تو باعث شد که من ناتوان شوم، مثل زلف تو که درهم پیچیده است.
از یار و دیار دور گشتم
بر خاک مذلّت اوفتادم
هوش مصنوعی: از دوست و وطن دور شدم و در خاک خسّت و ذلت فرود آمدم.
گویند که همدمی نداری
ما را به جهان غمست همدم
هوش مصنوعی: میگویند در این دنیای پر از غم، همدمی نداری که با تو شریک شود.