برگردان به زبان ساده
بس بگردید و بس بگردد هم
چرخ سرگشته و نگردد کم
هوش مصنوعی: بسیار گشتم و چرخ زمان هم به دور خود میچرخد و هیچچیز از آن کاسته نمیشود.
دیده بگشا که آسیای فلک
نیست هرگز قرار او یک دم
هوش مصنوعی: چشمهایت را باز کن، زیرا آسایش و آرامش در گردش روزگار هرگز وجود ندارد.
شاد دارد دلی ولیکن از او
کس نکردهست حاصل الاّ غم
هوش مصنوعی: شادی و خوشی در دل دارد، اما هیچکس از او بهرهمند نشده است، به جز غم و اندوه.
نیش او بیشتر ز نوش بوَد
بر دل کس نمینهد مرهم
هوش مصنوعی: زهر او تأثیر بیشتری بر دل دارد تا شیرینی عشق، و کسی نمیتواند با درد دلش کنار بیاید.
یک زمان با تو مهربان باشد
باز گردد مزاج او در دم
هوش مصنوعی: گاهی اوقات ممکن است کسی با شما مهربان باشد، اما ناگهان حال و هوایش تغییر کند.
چه شکایت کنم ز بی مهریش
که فزودهست درد بر دردم
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که از بیمهری او شکایت کنم؟ اینکه درد و رنج من بیشتر شده و بر دردهای قبلیام افزوده است.
دم فروشد مرا ز غصّه دور
کس نفس چون زند بگو در دم
هوش مصنوعی: در دل من غم و اندوهی سنگین است که هیچ کس نمیتواند آن را درک کند. وقتی که نفس میکشم، این درد و رنج را در زبانم نمیآورم.
حال من در جهان چو زلف بتان
نیک شوریده است و رفته به هم
هوش مصنوعی: حال من در این دنیا مانند زلفهای زیبای جوانان، آشفته و سرگشته است و همه چیز به هم ریخته به نظر میرسد.
یک زمان غم ز خاطرم نرود
کم نکرد از دو چشم بختم نم
هوش مصنوعی: مدتی است که غم از ذهنم نمیرود و از چشمانم نیز کم نمیشود.