برگردان به زبان ساده
صد ازین جور و جفا گر ز برای تو کشم
همچنان سر همه در پای رضای تو کشم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به خاطر تو از این همه مشکل و آسیب که میکشم، صد تا هم بکشید، باز هم سر خود را در پای خشنودی تو قرار میدهم.
بس غم و درد که از جور تو بر جان منست
این همه درد به امّید دوای تو کشم
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم تو، غم و دردهای زیادی بر من سنگینی میکند. با وجود همه این دردها، همچنان به امید درمانی از سوی تو آنها را تحمل میکنم.
تو جفا بر من بیچاره روا می داری
تا کی این بار ستمها ز جفای تو کشم
هوش مصنوعی: تو تا کی به من که بیچاره هستم ظلم میکنی؟ من دیگر نمیتوانم بار سنگین ستمهایی که از جانب تو متحمل میشوم را تحمل کنم.
یک نفس بیش مرا نیست زمانی سوی ما
بگذر ای دوست که این لاشه به پای تو کشم
هوش مصنوعی: یک لحظه بیشتر از زندگیام باقی نمانده است. ای دوست، زودتر به سوی ما بیا، زیرا من با این وجود بیمار و ناتوان، در انتظار تو هستم.
من ز رای تو نگردم اگرم سر برود
گر نفس برکشم ای دوست برای تو کشم
هوش مصنوعی: من به نظر تو اهمیت میدهم و حتی اگر جانم را از دست بدهم، باز هم از تو دست نمیکشم. اگر بخواهم نفسی بکشم، فقط برای تو خواهد بود.
تا کی ای دل ز غم خویش مرا خوار کنی
تا کی آخر من دل خسته بلای تو کشم
هوش مصنوعی: تا کی باید من از غمهای خودم رنج ببرم و تو مرا زجر بدهی؟ تا کی باید من که خستهام، این بلا را ناشی از تو تحمل کنم؟
عافیت خواستم و گوشهٔ درویشی و فقر
ای خوش آن روز مگر روز جزای تو کشم
هوش مصنوعی: من آرزوی آرامش و زندگی ساده در کنار درویشی را داشتم. ای کاش آن روز، روزی باشد که پاداش تو را دریافت کنم.
چون جهان را نبود هیچ وفایی و ثبات
پس چرا این همه محنت به وفای تو کشم
هوش مصنوعی: زیرا که در این دنیا هیچ چیز ثابت و قابل اعتمادی وجود ندارد، پس چرا باید این همه رنج را برای وفای تو تحمل کنم؟