برگردان به زبان ساده
گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهن گرفتن آموخت
هوش مصنوعی: میگویند وقتی که به دنیا آمدم، مادرم به من یاد داد که چگونه از پستان شیر بخورم.
شبها بر گاهواره من
بیدار نشست و خفتن آموخت
هوش مصنوعی: شبها در کنار گهوارهی من بیدار میماند و به من خوابیدن را یاد میداد.
دستم بگرفت و پا بپا برد
تا شیوه راه رفتن آموخت
هوش مصنوعی: او دستم را گرفت و به آرامی قدم برداشته تا روش راه رفتن را به من یاد بدهد.
یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن آموخت
از کلمات و حروف کوچک تا سخن ها و جمله ها، همه را به من یاد داد.
لبخند نهاد بر لب من
بر غنچه گل شکفتن آموخت
هوش مصنوعی: لبخند بر لبم نشسته و به من آموخت که چگونه غنچه گل باز شود.
پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست
پس وجود من به وجود او وابسته است و تا زمانی که در این دنیا حضور دارم و دارد، او را دوست دارم.