برگردان به زبان ساده
هنگامه را که بست درین دیر دیر پای
زناریان او همه نالنده همچو نای
هوش مصنوعی: وقتی که زمان به پایان میرسد و در این مکان، افراد نابکار و ناپسند جمع میشوند، همه آنها مانند نای (ساز) به زاری و ناله مشغول هستند.
در ’بنگه فقیر و به کاشانهٔ امیر
غمها که پشت را به جوانی کند دو تای
هوش مصنوعی: در خانهٔ فقیر و در خانهٔ ثروتمند، غمها به گونهای هستند که جوانی را به سمت پژمردگی سوق میدهند.
درمان کجا که درد بدرمان فزون شود
دانش تمام حیله و نیرنگ و سیمیای
هوش مصنوعی: اگر درد و بیماری زیادتر شود، درمانی نخواهد بود. دانایی و مهارت در انجام حیلهها و نیرنگها هم نمیتواند کمکی کند.
بی زور سیل کشتی آدم نمی رود
هر دل هزار عربده دارد به ناخدای
هوش مصنوعی: بدون قدرت و تسلط، انسان نمیتواند در چالشها پیش برود. هر فرد هزاران شور و هیجان در دل خود دارد که نیاز به هدایت و رهبری دارد.
از من حکایت سفر زندگی مپرس
در ساختم بدرد و گذشتم غزل سرای
هوش مصنوعی: از من درباره سفر زندگیام نپرس، زیرا من در این راه درد و رنج زیادی متحمل شدهام و از آن گذشتهام.
آمیختم نفس به نسیم سحر گهی
گشتم درین چمن به گلان نانهاده پای
هوش مصنوعی: در صبحگاهان، هوای ملایم را با نفس خود در میآمیختم و گاهی در این باغ گلها، قدم میزدم، اما پا در گلها نمیگذاشتم.
از کاخ و کو جدا و پریشان بکاخ و کوی
کردم بچشم ماه تماشای این سرای
هوش مصنوعی: من از قصر و مکانهای باشکوه دور شدم و با چشم خود به تماشای این خانه، که پر از زیباییهای طبیعی است، پرداختم.