برگردان به زبان ساده
لاله این گلستان داغ تمنائی نداشت
نرگس طناز او چشم تماشائی نداشت
هوش مصنوعی: این گلستان که پر از لاله است، هیچ آرزویی نداشت و نرگس دلفریبی هم چشمی برای تماشا نداشت.
خاک را موج نفس بود و دلی پیدا نبود
زندگانی کاروانی بود و کالائی نداشت
هوش مصنوعی: در این دنیا، زندگی همچون زمان گذرانی است که هیچ چیز قابل مشاهدهای وجود ندارد. نفسها و احساسات ما همچون امواجی هستند که به خاک و دنیای مادی برخورد میکنند، اما دل و هدفی در این مسیر دیده نمیشود. زندگی همانند کاروانی است که در حرکت است اما تنها باری در آن نیست که به ما امید و مقصود بدهد.
روزگار از های و هوی میکشان بیگانه ئی
باده در میناش بود و باده پیمائی نداشت
هوش مصنوعی: زندگی پر از شلوغی است و از بیگانگان دور میشود. در مینا، بادهای وجود دارد، اما کسی نیست که آن را بنوشد و از شرابنوشی لذت ببرد.
برق سینا شکوه سنج از بی زبانیهای شوق
هیچکس در وادی ایمن تقاضائی نداشت
هوش مصنوعی: برق سینا، نمایانگر عظمت و زیبایی است و نشاندهندهی شوقی عمیق و بیزبان است. در این سرزمین امن و آرام، هیچ فردی چیزی نخواست یا تقاضایی نداشت.
عشق از فریاد ما هنگامه ها تعمیر کرد
ورنه این بزم خموشان هیچ غوغائی نداشت
هوش مصنوعی: عشق با صدای فریاد ما جانی تازه به این مجلس بخشید، وگرنه این محفل آرام و بیصدا هیچ هیاهویی نداشت.