برگردان به زبان ساده
چو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردن
همین خاک سیه را جلوه گاهی میتوان کردن
هوش مصنوعی: هنگامی که خورشید صبح ظهور میکند، میتوان نگاهی به آن دوخت و همین خاک تاریک را به جلوهگاهی تبدیل کرد.
نگاه خویش را از نوک سوزن تیز تر گردان
چو جوهر در دل آئینه راهی میتوان کردن
هوش مصنوعی: نگاهت را از چیزهای کوچک و بیاهمیت برگیر و به عمق و زیباییهای زندگی توجه کن؛ چرا که همچون جوهرهای که در دل آینه است، میتوان به رازها و حقیقتهای بزرگ دست یافت.
درین گلشن که بر مرغ چمن راه فغان تنگ است
بانداز گشود غنچه آهی می توان کردن
هوش مصنوعی: در این باغی که در آن سر و صدای پرندهها به شدت زیاد است، اگر کمی سکوت و آرامش برقرار شود، میتوان به آرامی از دل غنچه احساسات عمیق و آهی را بیرون آورد.
نه این عالم حجاب او را نه آن عالم نقاب او را
اگر تاب نظر داری نگاهی میتوان کردن
هوش مصنوعی: در این جهان نه محدودیتهایی وجود دارد که نتوان او را شناخت و نه پردهای که مانع دیدن او شود. اگر قدرت تحمل نگاه کردن به او را داری، میتوانی نگاهی به حقیقت او بیندازی.
« تو در زیر درختان همچو طفلان آشیان بینی»
به پرواز آکه صید مهر و ماهی میتوان کردن
هوش مصنوعی: تو در سایه درختان مانند کودکانی مینوشتی که آشیانهای پیدا کردهاند. مانند پرندهای که میتواند با عشق و توجهی به خورشید و ماه، به پرواز درآید.