برگردان به زبان ساده
جهان عشق نه میری نه سروری داند
همین بس است که آئین چاکری داند
هوش مصنوعی: در دنیای عشق، نه کسی از مرگ خبر دارد و نه از سلطنت. تنها چیزی که مهم است، این است که هنر خدمتگزاری را بشناسد و به آن پایبند باشد.
نه هر که طوف بتی کرد و بست زناری
صنم پرستی و آداب کافری داند
هوش مصنوعی: هر کسی که به ظاهر یک بت را بوسه میزند و زیورآلاتی به آن میآویزد، به معنای واقعی و عمیق عبادت و پرستش آن بت را نمیشناسد و نمیداند که چه اصول و آداب نادرستی را دنبال میکند.
هزار خیبر و صد گونه اژدر است اینجا
نه هر که نان جوین خورد حیدری داند
هوش مصنوعی: در اینجا، افراد زیادی وجود دارند که به نظر میرسد قوی و شجاع هستند، اما فقط کسانی که واقعاً با ویژگیهای واقعی شجاعت و قدرت آشنا هستند، میتوانند آنها را بشناسند. این به این معنی است که تنها خوردن نان و زندگی عادی نمیتواند نشاندهندهی شجاعت واقعی باشد.
بچشم اهل نظر از سکندر افزون است
گداگری که مآل سکندری داند
هوش مصنوعی: به نظر اهل دانش، فردی که در فقر و گدایی زندگی میکند، از کسی که به مقام و قدرتی مانند سکندر دست یافته، برتر است؛ چرا که آن فقیر میداند که نتیجه و پایان کار سکندر چیست و حقیقت زندگی را میشناسد.
به عشوه های جوانان ماه سیما چیست؟
در آبه حلقهٔ پیری که دلبری داند
هوش مصنوعی: جوانان زیبا با جذبهها و نازهایشان چه ارزشی دارند؟ در حالی که پیران هم میتوانند دلربایی کنند و جذاب باشند در حلقهٔ زندگی.
فرنگ شیشه گری کرد و جام و مینا ریخت
به حیرتم که همین شیشه را پری داند
هوش مصنوعی: فرنگیها صنعت شیشهگری را یاد گرفته و جام و مینا درست کردهاند، اما من در تعجبم که چگونه میتواند این شیشه را پری بشناسد.
چه گویمت ز مسلمان نا مسلمانی
جز اینکه پور خلیل است و آزری داند
هوش مصنوعی: چه بگویم از مسلمان و غیر مسلمان، جز اینکه او فرزند خلیل (ابراهیم) است و به فرهنگ و آداب متعلق به خود آشناست.
یکی به غمکدهٔ من گذر کن و بنگر
ستاره سوخته ئی کیمیا گری داند
هوش مصنوعی: کسی به محفل غم من سری بزند و ببیند که من چقدر دردمند و باختهام و آیا کسی میتواند به من کمک کند؟
بیا به مجلس اقبال و یک دو ساغر کش
اگرچه سر نتراشد قلندری داند
هوش مصنوعی: بیایید به جمع شادی و خوشی بیاییم و چند لیوان نوشیدنی بنوشیم. حتی اگر کسی سرش را نتراشد، میدانیم که او هم از جمع ماست و روح آزاد و هنری دارد.