برگردان به زبان ساده
دوش از جمال دوست شبم روز گشته بود
کان آفتاب شمع شب افروز گشته بود
هوش مصنوعی: دیشب من به زیبایی یار نگاه کردم و شب برایم چون روز روشن شده بود. چون آن چهره درخشان مانند آفتاب، نور و روشنی شب را فرا گرفته بود.
اقبال بود همنفس و بخت گشته یار
یاری دهنده طالع فیروز گشته بود
هوش مصنوعی: خوشوقتی و شانس به همراهی یکدیگر آمدهاند و بخت خوب، در کنار ما قرار گرفته است.
در هر طرف شکفته گلی سرو قامتی
در ماه دی ببین که چه نوروز گشته بود
هوش مصنوعی: در هر گوشه، گلی در حال شکفتن به چشم میخورد، و قد بلند آن در ماه دی به زیبایی نمایان است؛ ببین که چه بهارینی در این فصل سرد به وجود آمده است.
پروانه داشت شمع من از من ولیک دوش
بر حال من نگر که چه دلسوز گشته بود
هوش مصنوعی: پروانه به شمع من علاقه داشت و از من متأثر بود، اما دیشب به حال من نگاه کن که چه قدر ناراحت شده بود.
مه را قران مشتری و آفتاب من
با من قرین برغم بدآموز گشته بود
هوش مصنوعی: مه که مانند قرآنی زیبا میدرخشد و آفتابم که همیشه در کنارم بود، حتی در شرایط نامناسب و بدآموز، با من همراه بودند.
آن ماه چارده جگر پاره مرا
دوش از خدنگ غمزه جگردوز گشته بود
هوش مصنوعی: دیشب آن ماه زیبا که قلبم را شکسته است، با چشمان فریبندهاش من را عمیقاً تحت تأثیر قرار داد و دلم را به درد آورد.
اندوخت شادی همه عالم حسین دوش
زین پیشتر اگرچه غم اندوز گشته بود
هوش مصنوعی: حسین شب گذشته شادی همه مردم را جمع کرده بود، هرچند قبلاً غم و اندوه زیادی را تجربه کرده بود.