برگردان به زبان ساده
حیف آیدم که چون تو نگار پریوشی
گردد ندیم و همنفس دیو ناخوشی
هوش مصنوعی: حسرت میخورم که من هم مثل تو با زیبایی و لطافت باشم و با همراهی کسانی که روحشان زشت و ناخوشایند است، ارتباط برقرار کنم.
تا عالمی نسوزد از این آه آتشین
از خون دیده میزنم آبی بآتشی
هوش مصنوعی: تا وقتی که کسی به خاطر این اندوه و درد، دچار آتش خشم نشود، من با عشق و اشک خود، در تلاش هستم که آبی بر آتش این احساسات بزنم.
عشاق را بقامت تو دل همی کشد
چون قد تو ندید کسی سرو دلکشی
هوش مصنوعی: عاشقان به قامت تو دل میسپارند، زیرا هیچکس مانند تو را با تناسبی دلفریب ندیده است.
سلطانیم نگر که همه شب بکوی تو
بالین ز خشت دارم و از خاک مفرشی
هوش مصنوعی: من در کنار تو مانند سلطان زندگی میکنم، حتی اگر شبها بر روی زمین دراز بکشم و از خاک برای خود فرشی بسازم.
تا دیده دل بروی تو آنخال عنبرین
دارم بسان زلف تو حال مشوشی
هوش مصنوعی: چشمم به روی تو است و در دل بویی شبیه به عطر خوش عنبر دارم، مانند حال و وضعی که زلف تو به من میدهد.
من نیز بودم آدمی و عقل داشتم
دیوانه گشتم از غم چون تو پریوشی
هوش مصنوعی: من هم آدمی بودم و عقل داشتم، اما از غم و اندوهی که داشتم دیوانه شدم، چون تو معشوقهای بینظیر و زیبا هستی.
در روز حشر مست برآید حسین اگر
نوشد ز لعل تو می صافی بیغشی
هوش مصنوعی: در روز قیامت، اگر حسین به سراغ تو بیاید و از لعل تو نوشیدنی پاک و خالص بگیرد، به اندازهای شاد و سرمست خواهد شد که احساس خوشحالی و بیغشی در او نمایان خواهد بود.