برگردان به زبان ساده
گفتم دلا ببین که جفای که میکشی
وین درد دل ز بهر رضای که میکشی
هوش مصنوعی: به دوستی گفتم، ای دل، به این نامردیهایی که تحمل میکنی و این دردهای قلبی که به خاطر رضای دیگران میکشی، نگاه کن.
از دشمنان کشند جفا بهر دوستان
چون دوست دشمن است برای که میکشی
هوش مصنوعی: بعضی از افراد به خاطر دوستانشان از دشمنان آسیب میبینند، اما وقتی خود دوست به دشمن تبدیل میشود، دیگر چه دلیلی برای کشتن وجود دارد؟
هر کس که بر وفای حبیبی جفا کشد
باری تو بر امید وفای که میکشی
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق و وفای محبوبش بیاعتنایی و ظلم کند، تو هم بیهوده انتظار وفای او را از سر نبر.
چون عیسی شکسته دلان از تو فارغ است
این درد دل ز بهر دوای که میکشی
هوش مصنوعی: چون عیسی، که نماد شفاست، به درد دل شکستهدلان توجهی ندارد، این درد و رنجی که من دارم برای درمان توست.
او را سر هوای تو چون نیست بیش از این
بیهوده درد سر بهوای که میکشی
هوش مصنوعی: او به خاطر شک و تردید تو دیگر علاقهای به تو ندارد، پس چرا بیخودی برای کسی که میخواهی به خودت زحمت میدهی؟
گیرم که از بلای بتانت گزیر نیست
باری نگر که بار بلای که میکشی
هوش مصنوعی: حتی اگر فرار از مشکلات ناشی از زیبایی تو ممکن نباشد، به هر حال به این فکر کن که چه باری از دشواری را بر دوش داری.
دل گفت شرم دار از این گفتگو حسین
بگشای چشم و بین که جفای که میکشی
هوش مصنوعی: دل به خودش گفته است که از این صحبتها خجالت بکشد. حسین، چشمانت را باز کن و ببین که چه ظلمی بر تو میرود.