برگردان به زبان ساده
بیا ایکه جانرا مداوا توئی
که ما دردمند و مسیحا توئی
هوش مصنوعی: ای کسی که روح و جان ما را درمان میکنی، بیا که ما در رنج و درد هستیم و تو مانند مسیحا هستی.
جهان چون تن است و تو جان جهان
که چون جان نهان و هویدا توئی
هوش مصنوعی: جهان مانند یک بدن است و تو روح آن بدن هستی؛ روحی که هم پنهان است و هم نمایان.
چو ظاهر بباطن بیامیختی
گهی ما تو باشیم و گه ما توئی
هوش مصنوعی: وقتی که ظاهرت با باطن تو درهم آمیخته است، گاهی من تو هستم و گاهی تو من هستی.
غلط میکنم ما و تو خود کجاست
در آنجا که ای جان تنها توئی
هوش مصنوعی: من اشتباه میکنم که ما و تو را جدا میدانم؛ در آنجا که باید باشیم، تنها تو وجود داری و هیچ کس دیگری نیست.
بزن آتش ای عشق در ما و من
که ما جمله لائیم والا توئی
هوش مصنوعی: ای عشق، شعلهای در وجود ما بیفروز که ما همه در کنار هم چیزی جز عدم نیستیم و تو هستی که وجود حقیقی را به ما میدهی.
بهر گوشه ای از تو صد فتنه است
که سرمایه شور و غوغا توئی
هوش مصنوعی: هر گوشهای از وجود تو، پر از جذابیت و شور و هیجان است. تو خود، منبع و سرچشمهی تمام این هیاهوها و شور و نشاط به حساب میآیی.
تو معشوقی ای عشق و هم عاشقی
که لیلی و مجنون شیدا توئی
هوش مصنوعی: تو در واقع هم معشوق هستی و هم عاشق، همانطور که لیلی و مجنون نیز به عشق یکدیگر شیدا و دیوانهاند.
ز عالم چو آیینه ای ساختی
تماشاگر و هم تماشا توئی
هوش مصنوعی: در این جهان، تو مانند یک آیینه هستی که هم ناظر است و هم خود را مینگرد.
فزایش نخواهم من از دیگری
که روح مرا راحت افزا توئی
هوش مصنوعی: من نیازی به افزایش خوشحالی از دیگران ندارم، زیرا تو خودت برای من آرامش بخش هستی.
ز هر ذره جلوه دهی حسن خویش
که در دیده پیوسته بینا توئی
هوش مصنوعی: از هر ذرهای زیبایی خود را نشان بده، زیرا تو در چشم کسی که همیشه بیدار و بیدار است، مشاهده میشوی.
گر آشفته آید حدیث حسین
تو معذور دارش که گویا توئی
هوش مصنوعی: اگر سخن از حسین به هم بیافتد و دچار آشفتگی شود، او را ببخش، زیرا او در واقع خود تو هستی.