برگردان به زبان ساده
ما را چو عهد خویش فراموش کردهای
گویا حدیث مدعیان گوش کردهای
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو ما را فراموش کردهای، درست مانند کسانی که فقط به سخنان مدعیان گوش میدهند.
بر روی زهره خط غلامی کشیدهای
چون تار طره زیب بناگوش کردهای
هوش مصنوعی: بر روی صورت زیبای تو، نشانی از بندگی و محبت دیده میشود، که مانند رشتهی موی زیبا، گوشهی چهرهات را آراسته است.
تا قلب عاشقان شکند لشکر غمت
مه را ز مشک سوده زرهپوش کردهای
هوش مصنوعی: دل عاشقان را میشکنی، در حالی که لشکری از غم تو مانند زرهای از مشک، آمادهی جنگ است.
سجادهها ز دوش فکندند زاهدان
زان شیوههای خوش که شب دوش کردهای
هوش مصنوعی: زاهدان به خاطر شیوههای زیبایی که در شب گذشته به کار بردهاند، سجادههای خود را از دوش برداشتند.
ای ترک نیم مست که ما را به غمزهای
مست و خراب و واله و مدهوش کردهای
هوش مصنوعی: ای دختر ترک که با ناز و عشوهات ما را مست و ویران کردهای و در حیرت و شگفتی فرو بردهای.
جانم فدای جان چنان ساقیای که او
این بادهها که از خُم سر نوش کردهای
هوش مصنوعی: من تمام وجودم را فدای آن ساقی میکنم که این شرابهایی را که از جام نوشیدهام، به من میدهد.
ما دیگ دل بر آتش سوزان نهادهایم
ای مدعی بگو تو چرا جوش کردهای
هوش مصنوعی: ما دل خود را در آتش عشق قرار دادهایم، حالا ای مدعی بفرمایید چرا شما ناراحت شدهاید؟
از نامرادی من بیچاره فارغی
چون تو مراد خویش در آغوش کردهای
هوش مصنوعی: به خاطر ناامیدی من، تو که بینیازی، خواستهات را در آغوش گرفتهای.
تو طوطی حسین و شکر گفته حبیب
شکر چه حاصل است تو خاموش کردهای
هوش مصنوعی: تو مانند طوطی برای حسین سخن میگویی و مانند حبیب شیرین سخن میگویی، اما چه فایدهای دارد وقتی که تو خودت سکوت کردهای؟