برگردان به زبان ساده
بی تو چون طره تو حال مشوش دارم
همچو زلف تو وطن بر سر آتش دارم
هوش مصنوعی: بدون تو، حال و روزم مانند تار موی تو آشفته است و مانند موهایت که به آتش میسوزد، وطنم نیز در آتش ناراحتی و اضطراب است.
بشکر خنده شیرین لب میگون بگشا
که هوای شکر و باده بی غش دارم
هوش مصنوعی: لبخند شیرین و دلپذیر تو را میخواهم که به من حالتی خوش و گیرا ببخشد، زیرا من در پی شکر و نوشیدنی ناب بدون هیچ گونه نیرنگی هستم.
پای بر فرق فلک می نهم از روی شرف
تا که از خاک سر کوی تو مفرش دارم
هوش مصنوعی: با کمال احترام و عظمت، قدم بر بالای آسمان میگذارم تا بتوانم از خاک سر کوی تو فرشی برای خود برگزینم.
گر چو مجنون بجنون شهره شهرم چه عجب
زانکه سودای تو ای لیلی مهوش دارم
هوش مصنوعی: اگر من مانند مجنون معروف و مشهور در سر و صدای شهر هستم، چه شگفتی دارد وقتی که من تنها به خاطر عشق تو، ای لیلی با زیباییهای خاص، دیوانه شدهام.
ای جفا کیش ز آه دلم اندیش که من
تیر آهی نه که از ناوک ارمش دارم
هوش مصنوعی: ای کسی که به عشق بیرحمی میکنی، به آه و نالهی قلب من توجه کن، زیرا من فقط یک تیر یا آه ساده نیستم که از تیرک چوبی برخورداری داشته باشم.
روز و شب در هوس نقش گل رخسارت
خانه دیده بگلگونه منقش دارم
هوش مصنوعی: در طول روز و شب، دائم در خیال چهره زیبایت هستم و چشمانم را به تصویر گلگون تو آراستهام.
محنت و رنج و عنا و غم و اندوه و بلا
سود و سرمایه ز سودای تو هر شش دارم
هوش مصنوعی: من همهٔ دردها، رنجها، غمها و مشکلات را به خاطر عشق تو به جان خریدهام و اینها برای من مثل سرمایهای ارزشمند هستند.
شده ام همدم جمعی که پریشان حالند
همچو زلف تو از آنحال مشوش دارم
هوش مصنوعی: من در کنار افرادی هستم که دچار آشفتگی و بینظمی هستند، همانطور که موهای تو به خاطر کمی بینظمی و پریشانی به هم ریخته و سردرگم به نظر میرسند.
من بیاری دهان و لب قندت چو حسین
شعر شیرین روان پرور دلکش دارم
هوش مصنوعی: من بدون کمک و یاری تو و لبان شیرینت مانند حسین، شعرهای زیبا و دلنشینی دارم که روح را پرورش میدهد.