برگردان به زبان ساده
گرد زمین و آسمان من سالها گردیدهام
روشن مبادا چشم من چون تو مهی گر دیدهام
هوش مصنوعی: سالهاست که در دنیای زمین و آسمان سفر کردهام و به روشنیهای آن نگاه کردهام. اما نگرانم که مانند تو، اگر به بازیچهها و زرق و برق دنیا دچار شوم، چشمم نابینایی را تجربه کند.
تا دل به عشقت بستهام از قید هستی رستهام
چون با غمت پیوستهام از خویشتن ببریدهام
هوش مصنوعی: وقتی که قلبم را به عشق تو سپردم، از وابستگی به دنیای مادی رها شدم. چون با غم تو همراه شدم، از خودم فاصله گرفتم و به نوعی خودم را گم کردم.
در خارزار آب و گل چون غنچه گشتم تنگدل
در گلشن روحانیان منزل از آن بگزیدهام
هوش مصنوعی: در بیابان پرخار و خاک، به مانند گلبرگ کوچکی بودم که دلگرفته بودم، اما اکنون در باغ زیبا و روحانی زندگی کرده و از آنجا انتخاب کردهام.
هرکس به بازار جهان سودای سودی میکند
من سودها بفروخته سودای تو بخریدهام
هوش مصنوعی: هر کسی در دنیای پرهیاهو به فکر کسب سود و منفعت خود است، اما من تمام داراییهایم را برای به دست آوردن عشق و محبت تو فدای کردهام.
تا جان به گلزار رضا شد عندلیب جانفزا
از قربت خار بلا ریحان راحت چیدهام
هوش مصنوعی: تا زمانی که جانم در بهشت راضی باشد، پرندهای که جاننواز است از دوری درد و رنج، گلهای خوشبو را چیدهام.
هرکس علاج درد خود جوید پی آرام جان
لیکن من آشفتهدل با دردت آرامیدهام
هوش مصنوعی: هر کسی برای تسکین درد خود به دنبال آرامش است، اما من که دلگرفتهام، در کنار درد خود به آرامش رسیدهام.
چون راه علم و عقل را دیدم که پیچاپیچ بود
ای یار من یکبارگی در عاشقی پیچیدهام
هوش مصنوعی: وقتی دیدم مسیر دانش و فکر پر از پیچ و خم است، به یکباره در عشق به تو غرق شدم و خود را در آن گم کردم.
عاقل به ملک عافیت پیوسته گو تنها نشین
کز عشق آن بالا بلا از عافیت ببریدهام
هوش مصنوعی: انسان حکیم به آرامش و راحتی زندگی پیوسته است، بنابراین تنها به دور از دیگران نشسته و بر این باور است که از عشق و دلدادگی، به دور از آرامش خود در معرض سختیها و مشکلات قرار گرفتهام.
تا چون حسین از اهل دل یابم صفای خاطری
عمری به خاک بندگی روی وفا مالیدهام
هوش مصنوعی: برای اینکه مانند حسین، که از دلباختگانِ واقعی است، به آرامش درونی برسم، سالها با افتخار در مسیر بندگی و وفاداری قدم برداشتهام.