برگردان به زبان ساده
بوئی ز گلستان تو ما چون بشنیدیم
از خود برمیدیم و بدانسوی دویدیم
هوش مصنوعی: وقتی بوی گلستان تو را شنیدیم، به شدت تحت تأثیر قرار گرفتیم و به سمت آنجا دویدیم.
از بال و پر خویش چو کردیم تبرا
با بال و پر عشق در آن راه پریدیم
هوش مصنوعی: زمانی که از ویژگیهای خود کنار گذاشتیم و بیباکانه دل به عشق سپردیم، با عشق در آن مسیر پرواز کردیم.
عمری چو در آن بادیه سرگشته بگشتیم
آخر بحریم حرم وصل رسیدیم
هوش مصنوعی: ما سالها در دنیای بیهدفی سرگردان بودیم، اما در نهایت به مکان مقدس و نقطه وصلی رسیدیم.
ای وای که چون حلقه بر آن در بنشستیم
وز صدر سرا بانگ درآئی نشنیدیم
هوش مصنوعی: افسوس که وقتی به در آنجا نشستیم، از بالای سر هیچ صدایی نشنیدیم.
چون بار ندادند و دری هم نگشادند
فریاد و فغان از دل آشفته کشیدیم
هوش مصنوعی: وقتی که به ما کاری ندادند و در فرصتی برای بیان مشکلاتمان نگشودند، از دل پریشان خود فریاد و نالهای سر دادیم.
گفتند حسین از چه فغان است و خروش ست
ما خلوت خاص از پی هرکس نگزیدیم
هوش مصنوعی: گفتند چرا حسین اینقدر ناله و فریاد میزند؟ او پاسخ داد که ما در این تنهایی خاص، به هیچ کس توجه نکردهایم.