برگردان به زبان ساده
در کشتنم ار بود رضایش
کردم سر خویشتن فدایش
هوش مصنوعی: اگر در کشتن من رضایت او باشد، من با کمال میل سر خود را تقدیم او میکنم.
گر خون من شکسته ریزد
حاشا که بنالم از جفایش
هوش مصنوعی: اگر خون من بریزد، هرگز از ظلم او شکایت نمیکنم.
نادیده رخش چو مردم چشم
کردیم درون دیده جایش
هوش مصنوعی: وقتی که به چهرهاش نگاهی انداختیم، در داخل دیدهام جای او را احساس کردیم.
از ناله شدند راست چون نال
عشاق حزین بی نوایش
هوش مصنوعی: از نالههای عاشقان که دلشان غمگین است، به سمت راست میرویم و از بیصدایی آنها رنج میبریم.
چون رخ بگشاد بسته دل شد
در چین دو زلف مشکسایش
هوش مصنوعی: وقتی که او لبخند زد، دل من در هم پیچید و گرفتار زیبایی موهای مجعدش شد.
در شیوه دلبریست یکتا
گیسوی معنبر دوتایش
هوش مصنوعی: در هنر جذب کردن و دلربایی، گیسوی زیبای او بینظیر است.
سرگشته بهر دیار گشته
خورشید چو ذره از هوایش
هوش مصنوعی: خورشید مانند ذرهای در جستجوی مکان و دیاری به سرگشتگی افتاده است.
از شاهی دهر عار دارد
آنکو چو حسین شد گدایش
هوش مصنوعی: کسی که مانند حسین به حقیقت و انسانیت دست یافته، از دنیای فانی و مقام پادشاهی بیاعتناست و نیازی به آن ندارد.