برگردان به زبان ساده
بنامیزد چنانت آفریدند
که پنداری ز جانت آفریدند
هوش مصنوعی: تو را به گونهای آفریدهاند که انگار از وجود خودت ساختهاند.
نمیدانم ز جان خوشتر چه باشد
که تا گویم که زانت آفریدند
هوش مصنوعی: نمیدانم چه چیزی از جان عزیزتر است، چون وقتی به آن فکر میکنم، میبینم که از آن برای زندگی و آفرینش به وجود آمدهام.
لبت کاب حیات از وی چکان است
مگر زاب دهانت آفریدند
هوش مصنوعی: لبهای تو چنانند که حیات از آنها سرازیر میشود، مگر اینکه زبانت را ساختهاند.
تماشاگاه جانم را بهشتی
بدان سرو روانت آفریدند
هوش مصنوعی: جانی که من دارم، مانند بهشتی است که به خاطر تو، ای سرو زیبای روان، آفریده شده است.
دهانت با میان هر لحظه گوید
که چون من بینشانت آفریدند
هوش مصنوعی: دهان تو هر لحظه به من میگوید که چطور من را بدون وجود تو خلق کردهاند.
به رویت کی رسد رویم که او را
برای آستانت آفریدند
هوش مصنوعی: من چه زمانی میتوانم به چهرهات نزدیک شوم، در حالی که خداوند او را تنها برای خدمت تو خلق کرده است.
قرار عاشقانت برد سحری
که در چشم و زبانت آفریدند
هوش مصنوعی: محبت شما باعث آرامش خاطر من شدش که در چشمان و زبانتان به وجود آمد.
ز زخمت صید دلها چون برد جان
که با تیر و کمانت آفریدند
هوش مصنوعی: از آسیبهایی که به دلها زدی، جان را میبرد، چرا که با تیر و کمانت این دلها را آفریدند.
همام آن روز میورزید عشقت
که جان عاشقانت آفریدند
هوش مصنوعی: در آن روز، عشق تو به قدری قوی بود که جان عاشقانت را خلق کرد.