برگردان به زبان ساده
نظرها محرم رویت نبودند
به مشتاقان نموداری نمودند
هوش مصنوعی: نگاهها صلاحیت دیدن چهرهات را نداشتند، اما به دستهای از عاشقان تصویری از تو نشان دادند.
چو بر آب و گل آمد عکس رویت
دری از حسن بر عالم گشودند
هوش مصنوعی: وقتی تصویر تو بر آب و خاک ظاهر شد، درهای زیبایی به روی جهان باز شد.
زگل گلهای گوناگون برآمد
که دلها از لطافت میر بودند
هوش مصنوعی: از میان گلهای مختلف، گلی سر برآورده که دلها را از لطافت و زیبایی خود مسحور کرده است.
ز عشق هر گلی صد بلبل مست
به دستانها زبانها میگشودند
هوش مصنوعی: از عشق هر گل، گروهی از بلبلان شاد و سرمست به دور آن میچرخیدند و به کرات از زیبایی و جذابیت آن سخن میگفتند.
اثر نگذاشت ز ایشان غیرت عشق
تو پنداری که خود هرگز نبودند
هوش مصنوعی: عشق تو چنان در دلشان تأثیری نداشت که گویی هرگز وجود نداشتند.
همام افسانهگوی دوستان است
که این افسانه گفتند و شنودند
هوش مصنوعی: همام کسی است که در میان دوستانش داستانها و افسانههایی را روایت میکند؛ داستانهایی که آنها گفته شده و شنیده شدهاند.