برگردان به زبان ساده
باز ای مطرب حدیثی در میان انداختی
فتنهای در مجلس صاحبدلان انداختی
هوش مصنوعی: ای ساززن، تو داستانی را مطرح کردی که باعث جلب نظر و ایجاد هیجان در جمع فرزانگان شدی.
راز ما را فاش کردی در میان خاص و عام
وین حکایت در زبان این و آن انداختی
هوش مصنوعی: تو راز ما را در میان مردم به زبان آوردهای و این داستان را در صحبتهای این و آن منتشر کردهای.
عارفان را با پریرویان کشیدی در سماع
بلبلان مست را در گلستان انداختی
هوش مصنوعی: عارفان را به همراه دختران زیبا در حال رقص و شادی نشاندهای و بلبلان سرمست را در باغ گل قرار دادهای.
ای نگار سرو قامت تا به میدان آمدی
با تو هر عاشق که آمد در میان انداختی
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا، وقتی که تو به میدان آمدی، همه عاشقان را که با تو بودند به آسانی جذب خودت کردی.
فتنه را بیدار کردی زان دو چشم نیم خواب
گفت و گوی عشق بازی در جهان انداختی
هوش مصنوعی: با نگاه نیمه خواب خود، آتش فتنه را روشن کردی و گفتگوهای عاشقانه را در دنیا راه انداختی.
گرچه انسانی خدا از نور پاکت آفرید
همچو عیسی عالمی را در گمان انداختی
هوش مصنوعی: هرچند خداوند تو را از نوری پاک آفریده است، مانند عیسی، اما تو باعث شدی که جهانیان در اشتباه بیفتند.
تا که بشنیدیم بویی های و هویی میزدیم
روی بنمودی و ما را از زبان انداختی
هوش مصنوعی: ما هنگامی که صدای دلانگیز تو را شنیدیم، به وجد آمدیم و شور و شادی به راه انداختیم، اما تو با حضور خود ما را چنان مسحور کردی که زبانمان بند آمد و نتوانستیم چیزی بگوییم.
عشق نگذارد که شبها دیده را برهم نهیم
خوابها را بر سر آب روان انداختی
هوش مصنوعی: عشق اجازه نمیدهد که در شبها چشمانمان را ببندیم و خوابهای خود را بر روی آب جاری رها کردهایم.