برگردان به زبان ساده
سری دارم ز سودای تو سرمست
که با چشم تو آن را نسبتی هست
هوش مصنوعی: من سرمستی دارم که به خاطر عشق تو به وجود آمده است، چون چشمان تو ارتباطی با آن سرمستی دارند.
به گوشم میرسد از هر زبانی
که دیدم چشم مستش رفتم از دست
هوش مصنوعی: هر زبانی که شنیدم، به من میگوید که چشمان پر از شراب او را دیدهام و به خاطر آن تسلیم شدم.
ز دل بویی ندارد هر که جانش
بدان پیوسته ابرویت نپیوست
هوش مصنوعی: هر کسی که جانش به دیار عشق تو پیوسته باشد، باید در دلش عطر و یاد تو باقی مانده باشد. اگر دلش بویی از تو نداشته باشد، یعنی نتوانسته به تو و زیباییهایت وصل شود.
نپندارم که جز پیش دهانت
نشانی ز آب حیوان در جهان هست
هوش مصنوعی: من فکر نمیکنم که در دنیا نشانی از آب حیات جز نزد دهان تو وجود داشته باشد.
دل از خورشید رخسار تو میسوخت
به زیر سایه زلف تو بنشست
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیبایی و تابناکی چهرهات میسوخت و حالا در سایهی زلفهای تو آرام گرفته است.
همی زد سرو لاف از سربلندی
چو بالای بلندت دید بشکست
هوش مصنوعی: سرو جوانی به خاطر زیبایی و بلندی خود به خود میبالید، اما وقتی دید که بالای سرش شکسته شده است، دیگر نتوانست به خود ببالد.
زمین را پایبوست میدهد دست
همام از ذوق آن چون خاک شد پست
هوش مصنوعی: زمین به خاطر شادی همام، به زیر پاهای او نرم و لطیف میشود، بهگونهای که هم چون خاکی که نرم شده است، احساس خوشحالی میکند.