برگردان به زبان ساده
این منم در صحبت جانان که جان میپرورم
گر به خوابش دیدمی هرگز نگشتی باورم
هوش مصنوعی: این من هستم که در گفتوگو با معشوق زندگیام را میسازم؛ اگر او را در خواب ببینم، هرگز نمیتوانم به وجود او ایمان بیاورم.
دیده میمالم که نقش دوست است این یا خیال
صورتش تا بیش میبینم در او حیرانترم
هوش مصنوعی: چشمهایم را میمالم تا ببینم آیا این تصویر دوست من است یا فقط خیالاتی از اوست. هر چه بیشتر به او نگاه میکنم، بیشتر در افکار و حیرت غرق میشوم.
سالها خون خوردهام در انتظار وعدهای
تا از آب زندگانی شد لبالب ساغرم
هوش مصنوعی: سالها در انتظار بودهام تا وعدهای که به من داده شده، محقق شود و ساغرم از آب زندگی پر شود.
با چنین رو و لبی گو شمع و شیرینی مباش
با نسیم زلف او فارغ ز مشک و عنبرم
هوش مصنوعی: با چنین چهره و لبهایی، ای کاش شمع و شیرینی نباشی. با وزش نسیم زلف او، من از عطر مشک و عنبر بینیازم.
غیرتم آید که گیرد در کنارش چون منی
ور نه امشب تا به وقت صبح بودی در برم
هوش مصنوعی: غیرت من اجازه نمیدهد که کسی دیگر به جای من در کنار او باشد، اما اگر غیرت نداشتم، باید تا صبح را در آغوشش میگذراندم.
حیف باشد بعد از این کردن نظر بر رویها
دیدۀ خود را بدوزم تا به جایی ننگرم
هوش مصنوعی: حیف است که بعد از این، چشمم را بر روی زیباییها بدوزم و به هیچ جا نگاه نکنم.
در بهشتم گر خطاب آید که مقصودی بخواه
غیر او اندیشهای دیگر نباشد در سرم
هوش مصنوعی: اگر در بهشت به من بگویند که چه خواستهای داری، در آن لحظه جز خدا هیچ فکری در ذهنم نخواهد بود.
ناله و بیداری شبهای ما ضایع نشد
ناگهان دولت به پای خود درآمد از درم
هوش مصنوعی: شبهای بیداری و غمناکی ما بیفایده نماند و ناگهان کمکم خوشبختی به سراغ ما آمد.
چون شبی در خدمت یاران به روز آوردهام
من نه آن شخصم که بودم خود همامی دیگرم
هوش مصنوعی: یک شب در کنار دوستانم با شادمانی گذراندهام و به چنان حالتی رسیدهام که دیگر آن فردی که قبلاً بودم نیستم؛ واقعاً تغییر کردهام.