برگردان به زبان ساده
روز دیگر که وقت میدان شد
باز شه را هوای جولان شد
هوش مصنوعی: روز دیگری که زمان نبرد فرا میرسد، شاه دوباره خواستار میدانداری و عرض وجود میشود.
آمد و کرد همعنانی او
شد مشرف به همزبانی او
هوش مصنوعی: او آمد و با همصحبتی و همزبانی، به همدلی و نزدیکی بیشتر رسید.
گفت شاها رسید فصل بهار
معتدل شد برای لیل و نهار
هوش مصنوعی: فرمانروا، گفت که فصل بهار فرا رسیده و هوای شب و روز دلپذیر و متعادل شده است.
همه روی زمین گلستان شد
موسم باغ و وقت بستان شد
هوش مصنوعی: زمین به زیبایی گلستان تبدیل شده و زمان برای شکوفایی باغ و برداشت محصول فرا رسیده است.
سبزه از برف شد عیان امروز
عالم پیر شد جوان امروز
هوش مصنوعی: امروز سبزه از زیر برف نمایان شد و در این حال، جهان مانند جوانی تازه نفس به نظر میرسد، در حالی که سنش بالاتر رفته است.
ابر نیسان به کوهسار آمد
باز آبی به روی کار آمد
هوش مصنوعی: ابرهای همراه با باران در فصل بهار به کوهها رسیدند و دوباره آب بر روی زمین جاری شد.
هیچ دانی که سیل چون شده است؟
از سر کوه سرنگون شده است
هوش مصنوعی: آیا میدانی که چرا سیلاب به وجود آمده است؟ به دلیل ریزش آب از بالای کوه است.
سبزه بر هر طرف فگنده بساط
بر زمین پا نمیرسد ز نشاط
هوش مصنوعی: سبزه در همه جا پاشیده شده و فضایی شاداب بر زمین به وجود آورده است که پا نمیتواند به خاطر شگفتی و نشاط این منظره به زمین برسد.
از گهرهای شبنم و ژاله
شد مرصع پیالهٔ لاله
هوش مصنوعی: پیالهٔ لاله با دانههای شبنم و ژاله زینت داده شده است.
ژاله و لاله از سیاهی داغ
آشیان کرده زاغ و بیضهٔ زاغ
هوش مصنوعی: باران شب و گل سرخ، به دلیل تاریکی و گرما، لانهای برای کلاغ و تخمهایش ساخته شده است.
آهوی مست لالهها خورده
همچو مستان پیالهها خورده
هوش مصنوعی: آهوهایی که غرق در شادی و نشاط هستند، گویی از گلهای سرخ لذت بردهاند و حالتی شاداب و سرمست دارند، مانند افرادی که از شراب و جامها سیراب شدهاند.
وقت آن شد که ما شکار کنیم
عزم صحرا و لالهزار کنیم
هوش مصنوعی: زمان آن رسیده که به شکار برویم و به دشت و گلزار سفر کنیم.
جام گل رنگ لاله را بینیم
چشم مست غزاله را بینیم
هوش مصنوعی: در این مصرع، شاعر از زیبایی و جذابیت گل لاله و حالتی مست و شگفتانگیز از غزال سخن میگوید. به نوعی، شاعر به تماشای گل لاله و چشمهای دلربای غزال اشاره میکند که هر دو نماد زیبایی و شکوه هستند.
لاله را ساغر شراب کنیم
آهوی مست را کباب کنیم
هوش مصنوعی: میخواهیم لاله را در شعف و شوقی مانند ساغر شراب جلوهدهیم و آهوی سرمست را به کباب تبدیل کنیم. یعنی با نشاط و زیبایی زندگی را پر از لذت کنیم و از خوشیها بهرهمند شویم.
شد مقرر که چون شود نوروز
شاه فرخ به طالعی فیروز
هوش مصنوعی: در روز نوروز، زمانی که شاه خوشبخت به قدرت میرسد، قرار است واقعیتی خوشیمن اتفاق بیفتد.
عزم گلگشت نوبهار کند
گه خورد باده گه شکار کند
هوش مصنوعی: سعی و تلاش برای گشت و گذار در بهار، زمانی نوشیدن شراب و زمانی شکار کردن را شامل میشود.
باز چون شاه عزم میدان کرد
عالمی را هلاک از جولان کرد
هوش مصنوعی: باز چون شاه به میدان رفت، جهانی را با حرکتش ویران کرد.
مهر چندان که بر سپهر نمود
به هوادار خویش مهر نمود
هوش مصنوعی: هرچقدر که خورشید به آسمان عشق ورزید و محبت نشان داد، به سوی پیروان و دوستداران خود هم مهر و محبت کرده است.
چون برفت آفتاب عالمگرد
شاه هم میل بازگشتن کرد
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید غروب کرد و از آسمان رفت، پادشاه نیز تصمیم گرفت به خانه برگردد.
گفت با این گدا چه کار کنم؟
که خبردارش از شکار کنم
هوش مصنوعی: شخصی از خود میپرسد که با این فقیر چه اقدامی انجام دهد، زیرا او خبر شکار را دارد.
همرهش هر که بود غافل ساخت
جانب او تگاوری انداخت
هوش مصنوعی: هر کس که در کنار او بود، او را از خود غافل کرد و به سوی خود منحرف ساخت.
چون گدا دید جانب تیرش
گشت آگه ز حسن تدبیرش
هوش مصنوعی: زمانی که یک گدا (فقیر) نظرش به تیر عشق کسی افتاد، متوجه زیبایی و اهمیت تدبیر آن شخص شد.
گفت دانستم این شکاری کیست
معنی این خدنگکاری چیست
هوش مصنوعی: من فهمیدم که این شکارچی کیست و معنی این تیراندازی چه چیزی است.
باشد این تیر از برای شکار
باز شد شاه را هوای شکار
هوش مصنوعی: این تیر برای شکار آماده شده و شاه به دنبال تفریح و شکار است.
سوز عشقی که داشت افزون شد
سر به صحرا نهاد و مجنون شد
هوش مصنوعی: شعله عشق او به شدت افزایش یافت و او از شدت احساساتش به بیابان رفت و دیوانه شد.
از پی آن غزال شیر شکار
رفت و با آهوان گرفت قرار
هوش مصنوعی: شخصی به دنبال غزالی زیبا و خوشهیکل به راه افتاده و در این مسیر با آهوان همنوا و آرامش یافته است.