برگردان به زبان ساده
مرا بباده، نه باغ و بهار شد باعث
بهار و باغ چه باشد؟ که یار شد باعث
هوش مصنوعی: هوا و آب و هوای دلپذیر و فصل بهار، برای من به خاطر حضور یارم اهمیت دارند. در واقع، وجود یارم باعث شادی و نشاط من است و چیزی که برایم ارزش دارد، حضور اوست، نه باغ و شکوفهها.
رسیده بود گل، آن سرو هم بباغ آمد
بیار می، که یکی صد هزار شد باعث
هوش مصنوعی: گل به باغ رسیده بود و آن سرو هم به باغ آمد. بیا که این میتواند سبب شود که یک چیز ساده به هزار چیز ارزشمند تبدیل شود.
نبود ناله مرغ چمن ز جلوه گل
لطافت رخ آن گلعذار شد باعث
هوش مصنوعی: صدای ناله پرندهای در چمن نبود، چون زیبایی و لطافت چهره آن گل زیبا باعث شده بود.
اگر بمیکده رفتیم عذر ما بپذیر
که باده خوردن ما را خمار شد باعث
هوش مصنوعی: اگر به میخانه رفتیم، لطفاً عذر ما را بپذیر، چون ما به خاطر نوشیدن شراب حالمان گرفته شده است.
اگر ز کوی تو رفتیم اختیار نبود
فغان و ناله بی اختیار شد باعث
هوش مصنوعی: اگر از نزد تو دور شدیم، به میل و اراده خودمان نبود. بنابراین، گریه و زاری ما ناخواسته و بیاختیار بود.
گر از تو یک دو سه روزی جدا شدیم مرنج
که گردش فلک و روزگار شد باعث
هوش مصنوعی: اگر چند روزی از تو دور افتادیم، نگران نباش که این به خاطر چرخش فلک و گذر زمان است.
قرار در شکن زلف یار خواهم کرد
بدین قرار دل بیقرار شد باعث
هوش مصنوعی: من میخواهم در میان چین و شکن زلف محبوبم قرار بگیرم، زیرا این قرار باعث دلقراری دل بیقرار من خواهد شد.
بمجلس تو هلالی کشید طعن رقیب
گل وصال تو بر زخم خار شد باعث
هوش مصنوعی: در مجلس تو، کسی با کنایه به رقیب تو اشاره کرد که رابطهات با محبوب مانند هلالی است. این رابطه به گونهای است که زخمهای دل را که مانند خار هستند، به وجود آورده و به درد و رنج آنها دامن زده است.