برگردان به زبان ساده
چه غم گر در سرم شوریست از سودای گیسویت؟
سر صد همچو من بادا فدای هر سر مویت
هوش مصنوعی: چه غم از اینکه در دل من آشفتگیای از عشق به موهای تو وجود دارد؟ هزاران نفر مانند من آمادهاند که جانشان را فدای هر تار موی تو کنند.
تن چون موی را خواهم به گیسوی تو پیوستن
بدین تقریب خود را خواهم افکندن به پهلویت
هوش مصنوعی: تنم را مانند مویی میخواهم که به گیسوی تو پیوند بزند، به این ترتیب خود را به کنارت خواهم انداخت.
به روی خوبت از روزی که خط بندگی دادم
ز غمهای جهان آزادم، ای من بندهی رویت
هوش مصنوعی: زمانی که به تو عشق ورزیدم و خود را به خدمتت درآوردم، از تمام ناراحتیهای دنیا رهایی یافتم، ای محبوب من.
به دور لاله و گل چون به گلگشت چمن رفتی
خجل شد آن یک از رنگ تو و آن دیگر از بویت
هوش مصنوعی: وقتی که تو به دور لاله و گل قدم زدی و چمن را پر کردی، لاله به خاطر زیباییات شرمنده شد و گل به خاطر عطر تو.
از آن رو بر سر کویت قدم کردم ز فرق سر
که میخواهم نگردد پایمال من سر کویت
هوش مصنوعی: به خاطر تو و عشق به تو، با تمام وجود به درگاهت آمدم و از بالای سرم تا پایم را در کوی تو گذاشتم، زیرا نمیخواهم لحظهای زیر پا بروم و نادیده گرفته شوم.
خدا را چون به پایت سر نهم، رخ بر متاب از من
که میل سجده دارم پیش محراب دو ابرویت
هوش مصنوعی: ای خدا! وقتی که به درگاه تو سر میسایم، لطفاً چهرهات را از من بر مگردان، چون من اشتیاق دارم که در برابر زیبایی دو ابرویت سجده کنم.
نترسم گر به خونریز هلالی تیغ برداری
ولی ترسم که آزاری رسد بر دست و بازویت
هوش مصنوعی: من از اینکه تیغ هلالی تو به خونم بیفتد نمیترسم، اما نگرانم که به دستها و بازوانت آسیبی برسد.