برگردان به زبان ساده
چند رسوا شوم از عشق من شیدایی؟
عشق خوبست، ولیکن نه بدین رسوایی
هوش مصنوعی: من تا چند بار باید به خاطر عشق خود رسوا شوم؟ عشق زیباست، اما نه به این صورتی که افتضاح شود.
خواستم پیش تو گویم غم تنهایی خویش
آمدی سوی من و رفت غم تنهایی
هوش مصنوعی: خواستم درد و دل کنم و از تنهاییام بگویم، تو که آمدی پیش من، غم تنهاییام هم از بین رفت.
مست عشقیم، اگر هیچ ندانیم چه غم؟
ذوق نادانی ما به ز غم دانایی
هوش مصنوعی: ما در مستی عشق به سر میبریم و اگر چیزی ندانیم، برایمان مهم نیست. احساس شاد و خوشی که از نادانی داریم، از غم دانستن خیلی بهتر است.
بر زمین جلوه نمودی، فلک از رشک بسوخت
که فلک را ملکی نیست به این زیبایی
هوش مصنوعی: تو بر روی زمین به زیبایی خود جلوهگری، به طوری که آسمان از حسادت سوخته است، چرا که هیچ موجودی در آسمان به این زیبایی نیست.
سرو و گل نازک و رعناست، ولی نتوان یافت
گل باین نازکی و سرو به این رعنایی
هوش مصنوعی: سرو و گل زیبایی و لطافت خاصی دارند، اما هیچکدام را نمیتوان پیدا کرد که به این اندازه نازک و گیرا باشد.
در چمن پیش تو رشکست ز نرگس ما را
گرچه مشهور جهانست به نابینایی
هوش مصنوعی: در میان چمن، زیبایی نرگس به حست حسادت میورزد، هرچند که در سراسر جهان به ما به خاطر داشتن چشمهای ناپاک، مشهور شده است.
رفتی و دیر شد ایام فراقت، چه کنم؟
زود باز آی، که مردم ز غم تنهایی
هوش مصنوعی: تو رفتی و مدت زیادی است که از دوریت میگذرد، چه کار کنم؟ زود برگرد، چون مردم به خاطر غم تنهایی بسیار دلتنگ شدهاند.
چون سگ توست هلالی، دگرش منع مکن
که در این راه چرا میروی و میآیی؟
هوش مصنوعی: چون هلالی به تو وابسته است، دیگر او را بازدار نکن. دلیل اینکه میآید و میرود چیست؟