برگردان به زبان ساده
آن کف پا بر زمین حیفست، ای سرو سهی
چشم آن دارم که: دیگر پای بر چشمم نهی
هوش مصنوعی: آن پا که بر زمین است، برایم بسیار باارزش است، ای درخت زیبای قد بلند، من آرزومندم که پاهایت را بر چشمان من بگذاری.
تا سر از جیب خجالت بر ندارد آفتاب
خیمه بر دامان صحرا زن چو ماه خرگهی
هوش مصنوعی: تا وقتی که آفتاب سر از خجالتش بیرون نیاورد، به دشت خیمه بزنید، مانند ماهی در پرتو روشنایی.
می روی بر اوج خوبی، فارغ از بیم زوال
با تو خورشید فلک را نیست تاب همرهی
هوش مصنوعی: تو بر بالای خوبی میروی و هیچ نگرانی از زوال نداری، چرا که هیچ خورشیدی در آسمان توان همراهی با تو را ندارد.
دل بدست تست، من از بندگی جان می کنم
نی ز من جان می ستانی، نی مرا جان میدهی
هوش مصنوعی: دل من در اختیار توست، من از خدمتگزاری خود را آزاد میکنم. نه تو جان من را میگیری و نه به من زندگی میبخشی.
بر امید آنکه خاکم خشت دیوارت شود
بر سر کویت ز شادی می کنم قالب تهی
هوش مصنوعی: من امیدوارم که خاک من به دیوار کوی تو تبدیل شود و از خوشحالی به خودم میگویم که جانم را فدای تو میکنم.
ناچشیده میوه مقصود بد حالم، ولی
دارم از سیب زنخدان تو امید بهی
هوش مصنوعی: هرچند هنوز طعم میوه مورد نظرم را نچشیدهام و از آن بیخبرم، اما به امیدی که از سیب زیبای تو دارم، حال و روز بهتری را تجربه میکنم.
گر هلالی را فلک سازد گدای درگهت
بر سر کوی تو یابد منصب شاهنشهی
هوش مصنوعی: اگر هلالی (ماه)، در آسمان ایجاد شود، آنجا که از نظر تو، گدا (فقیر) هم در درگاه تو نمایان میشود، بر سر خیابان تو، مقام و جایگاه شاهنشاهی را به دست میآورد.