برگردان به زبان ساده
نظاره کن در آینه خود را، حبیب من
اما بشرط آنکه نگردی رقیب من
هوش مصنوعی: عزیز من، به آینه نگاه کن و خودت را ببین، اما فقط در صورتی که بخواهی رقیب من نشوی.
من از وطن جدا و دل من ز من جدا
آگاه نیست یار ز حال غریب من
هوش مصنوعی: من از سرزمین خود دور هستم و دلم از من دور شده. یارم از دلتنگی و وضعیت غمانگیز من خبر ندارد.
زین سان که درد عشق توام ساخت ناتوان
مشکل زیم، اگر تو نباشی طبیب من
هوش مصنوعی: به گونهای که عشق تو مرا ضعیف و ناتوان کرده، اگر تو نباشی پزشک من، تحمل این درد برایم دشوار است.
تا کی خورم غم و پی تسکین درد خویش
گویم بخود که: در ازل این شد نصیب من؟
هوش مصنوعی: چقدر باید از غم بخورم و برای آرامش دردهایم به خود بگویم که: این سرنوشت من از اول همین بود؟
آزرده شد هلالی و آن گل نگفت هیچ:
تا کی جفای خار کشد عندلیب من؟
هوش مصنوعی: هلالی ناراحت شد، اما آن گل هیچ نگفت: تا چه زمانی بلای خار به جان بلبل من خواهد بود؟