برگردان به زبان ساده
کدام صبح سعادت بود مبارک ازینم؟
که در برابرت آیم، صباح روی تو بینم
هوش مصنوعی: کدامین صبح خوشبختی وجود دارد که من بتوانم در آن روز به پیش تو بیایم و چهرهات را ببینم؟
زهی مراد! که عاشق هلاک روی تو گردد
مراد من همه اینست، من هلاک همینم
هوش مصنوعی: عجب آرزویی! که عاشق، برای دیدن روی تو از جان خود بگذرد. آرزوی من نیز همین است، من تنها برای همین عشق و فداکاری زندهام.
گهی که سر بنهم بر زمین بپیش سگانت
چنان خوشم که: مگر پادشاه روی زمینم
هوش مصنوعی: گاهی پیش سگها، سرم را بر زمین میگذارم و آنچنان خوشحال هستم که گویی پادشاه دنیا هستم.
رو، ای صبا، تو کجا آمدی؟ که از سر آن کو
نشان پای سگش می رسد بنقش جبینم
هوش مصنوعی: ای نسیم، کجا آمدی؟ که نشان پاهای سگ او را از روی پیشانیام میتوانم ببینم.
اگر طبیب نهد گوش بر شکاف دل من
هنوز بشنود از ضعف نالههای حزینم
هوش مصنوعی: اگر پزشک گوشش را به جراحى دل من بگذارد، هنوز هم میتواند از نالههای غمانگیز من آگاه شود.
کرم نمودی و گفتی: گدای ماست هلالی
بلی، تو شاه بتانی و من گدای کمینم
هوش مصنوعی: تو مهربانی و فرمودی که من گدای تو هستم؛ آری، تو مانند یک پادشاه زیبا هستی و من در برابر تو همچون گدایان عادی و بینوا هستم.