برگردان به زبان ساده
دودی، که دوش بر سر کویت بلند بود
غافل مشو، که آه من دردمند بود
هوش مصنوعی: دودی که دیروز بر بالای کوچهات برافراشته شده بود، نباید نادیدهاش بگیری؛ زیرا ناله و اندوه من در دل وجود دارد.
از ما شمار خیل شهیدان خود مپرس
آن خیل بی شمار که داند که چند بود؟
هوش مصنوعی: از ما درباره تعداد شهیدان نپرسید. آن جمعیت بیشمار را فقط خدا میداند که چند نفر هستند.
بستم بطره تو دل و رستم از غمت
آری، علاج عاشق بیچاره بند بود
هوش مصنوعی: من دلم را با بوسههای تو بستهام و رستم از غم تو جدا شده است. درمان عشق بیچاره، بستگی به این دارد که از قید و بند عشق رها شود.
یک ذره مانده بود ز من در شب فراق
آن ذره هم بر آتش هجران سپند بود
هوش مصنوعی: در شب جدایی، تنها یک ذره از من باقی مانده بود و آن هم به اندازهای دچار درد و سوز هجران بود که مانند آتش میسوزاند.
جان با سگان دوست، هلالی، سپرد و رفت
این شیوه گر پسند و گر ناپسند بود
هوش مصنوعی: جان با سگان دوست، هلالی، سپرد و رفت این شیوه گر پسند و گر ناپسند بود
در اینجا شخصی با وفا به دوستان وفادار خود میپیوندد، حتی اگر دیگران نظرات متفاوتی درباره این انتخاب داشته باشند. او به شیوهای که میزند فکر نمیکند و تنها به احساسات و روابط خود با دوستانش اهمیت میدهد.