برگردان به زبان ساده
چو لاله سینهٔ من کاش پارهپاره کنند!
به داغهای درون یک به یک نظاره کنند
هوش مصنوعی: دوست دارم مثل لاله، سینهام را پارهپاره کنند تا بتوانند داغهای درونم را یکی یکی ببینند و حس کنند.
به پیش یار دلم را، چو غنچه، بشکافند
به او جراحت پنهانم آشکاره کنند
هوش مصنوعی: به حضور محبوب، دل من را مانند غنچه باز میکنند تا زخمهای پنهانم را برای او عیان سازند.
ز سیل دیده خرابم، ز سوز سینه کباب
میان آتش و آبم، ز من کناره کنند
هوش مصنوعی: چشمم پر از اشک است و دلم ز درد میسوزد. در میان شعلههای آتش و آب قرار دارم و از من فاصله بگیرند.
ز اشک و چهرهٔ زردم اگر نیند آگاه
شبی تفحص آن از مه و ستاره کنند
هوش مصنوعی: اگر کسی از چهرهٔ زرد و اشکهای من خبر نداشته باشد، شبها برای فهمیدن حال من از ماه و ستارهها سوال میکند.
بر آستان وفا سر نهادهام عمری
که در حساب سگانش مرا شماره کنند
هوش مصنوعی: من عمرم را در درگاه وفا گذراندهام، جایی که به اندازه سگان هم ارزش ندارم و شمارش کنم.
ز تیغ طعنه به یک بار نیم کشته شدم
نعوذ بالله! اگر طعن من دوباره کنند
هوش مصنوعی: از یک بار طعنه و کنایه انگار که به اندازه یک زخم کشته شدم، خدایا! اگر دوباره به من طعنه بزنند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
دل حزین هلالی ز درد هجران سوخت
برای درد دل او به لطف چاره کنند
هوش مصنوعی: دل غمگین هلالی به خاطر درد جدایی میسوزد و برای تسکین این درد، رحمت و لطفی میطلبد.