برگردان به زبان ساده
باده بیار و هوش را، از سر ما روانه کن
زاهد خرقه پوش را، مست می مغانه کن
هوش مصنوعی: باده را بیاور و هوش و فکر را از ما دور کن. زاهدی که لباس زهاد را بر تن دارد را هم مست شراب کن.
چند به باد می دهی، طرهٔ ترهات را؟
واعظ شهر نیستی، زمزمه، عاشقانه کن
هوش مصنوعی: چند بار از روی بیتوجهی، به حرفهای بیمحتوا اهمیت میدهی؟ تو که موعظهگر مردم نیستی، پس عشق و احساس را به زیبایی بیان کن.
غازهٔ افتخارکش، ناصیهٔ نیاز را
صدر نشین عشق شو، سجدهٔ آستانه کن
هوش مصنوعی: افتخار خود را به دوش بکش و در میانه نیاز، در عشق خود جا بگیر و در آستانه محبت، سجده کن.
گوشهٔ چشم عشوه ای از تو به کار می خوش است
رطل گران باده را، لجهٔ بیکرانه کن
هوش مصنوعی: نظری انداختن از گوشهٔ چشمت به دل من خوشایند است و همین نگاه میتواند باعث خوشی من شود. کنایهای از این دارد که زیبایی و جذابیت تو میتواند به اندازهٔ یک بادهٔ سنگین و فراوان لذتبخش باشد و دنیای مرا پر از شوق و حال خوب کند.
رهبر سالکان بود، سلسلهٔ ارادتی
طّرهٔ خم به خم بکش، زلف مراد شانه کن
هوش مصنوعی: رهبر کسانی است که در مسیر هدایت حرکت میکنند. با دقت و محبت به پیوندی که با او دارید، زلف آرزوی خود را مرتب و منظم کن.