مکن کاری که حرفی از زبان من برون آید
شراری از لب آتش فشان من برون آید
زبان آتشین خواهد گزید، از شرمساری ها
به دعوی، شمع اگر با استخوان من برون آید
کلامش خون و بویش درد و رنگش لاله گون باشد
گلی کز وادی اشک روان من برون آید
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
مکن کاری که حرفی از زبان من برون آید
شراری از لب آتش فشان من برون آید
هوش مصنوعی: کاری نکن که سخنی از من خارج شود، زیرا آن سخن مانند آتش فشانی خواهد بود که شعلهای از درون خود بیرون میآورد.