ز بیمهریّ او، داغم چراغ مردهای دارد
گل حسرتکشی، نه خوردهای، نه بردهای دارد
نه تنها صرصر فریاد من، شوریده صحرا را
چو دریا چشم پرشورم، نمکپروردهای دارد
به خاک من گذر کن، تا ببینی لالهزاری را
مزار خشک زاهد، سبزهٔ پژمردهای دارد
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ز بیمهریّ او، داغم چراغ مردهای دارد
گل حسرتکشی، نه خوردهای، نه بردهای دارد
هوش مصنوعی: از بیمحبتی او، من دلشکستهام. مانند چراغی که خاموش شده و تنها حسرتی بر دل دارم، نه از خوشی چیزی چشیدهام و نه از آنچه میخواستم به دست آوردهام.