برگردان به زبان ساده
چه خوش بود که به دی، طرح نوبهار کشی
پیاله بر رخ آن آتشین عذار کشی
هوش مصنوعی: چه خوب است که در دیماه، نقشی از بهار بزنید و جامی بر چهره آن گیسوی آتشین بگذرید.
رهین دست حمایت شود، چراغ دلم
شبی که دست بر آن زلف تابدار کشی
هوش مصنوعی: وقتی که تو با مهربانی به من نگاهی میکنی و دست بر موهای خوشحالت میکشی، قلب من در آن شب خاص در آغوش حمایت و محبت تو قرار میگیرد.
نمی کشی چو نقاب از رخ نهفته، چرا
نظاره را به سر راه انتظار کشی؟
هوش مصنوعی: اگر چهرهات را از پشت پرده پنهان میکنی، چرا نگاهها را به انتظار نگه میداری؟
رخت بهشت برین است، با بهار چه کار؟
لبی چو میکده داری، چرا خمار کشی؟
هوش مصنوعی: بهشتی که در خواب برین است، چه نیازی به بهار داری؟ اگر لبهایت شبیه میکده هستند، چرا غم و اندوه را تحمل میکنی؟
دراز شد شب هجران ز آسمان، وقت است
که انتقامِ من تیره روزگار کشی
هوش مصنوعی: شب طولانی جدایی مانند آسمان گشوده شده، زمان آن رسیده که از ظلم و ستم روزگار انتقام بگیرم.
دمید صبح بهار خطت، سزد که مرا
قلم به دفتر غمهای بی شمار کشی
هوش مصنوعی: با طلوع صبح بهار، نقش و زیبایی تو در زندگیام نمایان میشود و شایسته است که من قلم را بر روی صفحات غمهای بسیارم بگذارم.
جواب نکتهٔ رنگین اوحدی ست حزین
سزد که بر ورق لاله، این نگار کشی
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به زیبایی و ظرافت اشاره میکند و میگوید که برای پاسخ به فکر و ایدههای زیبا و چشمنواز اوحدی، شایسته است که هنرمندانه و با دقت بر روی صفحهای که به شکل گل لاله طراحی شده، نقشی بکشند. به عبارتی دیگر، هنرمندی که به زیباییهای این عالم فکر میکند، باید آثارش به اندازهٔ آن زیباییها جذاب و دلنشین باشند.