برگردان به زبان ساده
ز عاشق شکوه ای جز مهر ورزیدن نمی دانی
عبث رنجیده ای، اسباب رنجیدن نمی دانی
هوش مصنوعی: از عاشق جز محبت و مهربانی چیزی نمیدانی، اگر ناراحت هستی، باید بدانی که دلیلی برای ناراحتی وجود ندارد.
از آن، لب زیر دندان ندامت داری، ای عاقل
که چون دیوانگان، زنجیر خاییدن نمی دانی
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باش که نباید به راحتی خود را به بند انداختی، ای عاقل! چرا که مانند دیوانهها نمیتوانی خود را از زنجیر رهایی ببخشی.
گل داغی ز باغ زندگانی نیست در دستت
تهی کف می روی زاهد،که گل چیدن نمی دانی
هوش مصنوعی: زندگی، زیبایی و شادیهایی دارد که به راحتی در دسترس نیستند. فرد زاهد که در جستجوی این زیباییهاست، اگر نتواند آنها را درک کند یا چیده و بهرهمند شود، در واقع چیزی از دست میدهد و تنها خواهد رفت.
نخوردی خون دل ای صوفی و در رقص طاماتی
چه مستی می کنی، چون باده نوشیدن نمی دانی؟
هوش مصنوعی: ای صوفی، تو دلی نخوردهای و در این رقص چگونه مستی میکنی؟ مگر نمیدانی که باده نوشیدن چیست؟
حزین اکنون نواسنج گلستان شد، تو ای بلبل
نفس را درگلو بشکن که نالیدن نمی دانی
هوش مصنوعی: حزین اکنون به عنوان موسیقیدان و شاعر در گلستان شناخته میشود. ای بلبل، نفس خود را در گلو حبس کن، زیرا تو نمیدانی چگونه باید ناله کنی.