برگردان به زبان ساده
من صیدم و دام، زندگانی
زندان مدام، زندگانی
هوش مصنوعی: من در دام زندگی گرفتارم و مانند یک صید، همیشه در این زندان به سر میبرم.
باشد به مذاق پخته مغزان
اندیشِهٔ خام، زندگانی
هوش مصنوعی: زندگی به مذاق افرادی که از تفکر عمیق و پخته برخوردارند، خوشایند است، در حالی که کسانی که اندیشههای نپخته دارند، آن را نمیپسندند.
کام از لب یار برنیامد
کردم ناکام، زندگانی
هوش مصنوعی: از لب محبوب یک کلام دلخواه نشنیدم و به این خاطر در زندگی ناکام ماندم.
جمشید منم، اگر برآید
با ساقی و جام، زندگانی
هوش مصنوعی: من جمشید هستم و اگر با ساقی و جام به میان آیم، زندگی برایم معنا پیدا میکند.
بی شهد لب شکر فروشت
زهر است به کام، زندگانی
هوش مصنوعی: زندگی بدون شیرینی و خوشی، شبیه به زهر میماند، حتی اگر در ظاهر خوشایند به نظر برسد.
خاصان تو، از حیات سیرند
ارزانی عام، زندگانی
هوش مصنوعی: افراد خاص تو از زندگی سیر شدهاند، اما زندگی برای عموم مردم ارزانی است.
دارد اجل از حیات من ننگ
نازم به کدام زندگانی؟
هوش مصنوعی: مرگ به خاطر زندگیام برایم شرمآور است، پس به کدام زندگی باید افتخار کنم؟
صبح نفسم به صد کدورت
آورده به شام زندگانی
هوش مصنوعی: صبحها با دل پر از غم و کدورت به زندگیام ادامه میدهم، انگار که روزها فقط به ناامیدی میگذرد.
جز من که ز عشق در حیاتم
نابوده به وام زندگانی
هوش مصنوعی: تنها من هستم که به خاطر عشق، در زندگیام به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهام و به نوعی در این زندگی به دام افتادم.
در یک شب هجر یار چون شمع
کردیم تمام، زندگانی
هوش مصنوعی: در یک شب که دوری یار را تجربه کردیم، همچون شمعی بودیم که در darkness زندگی میکردیم.
گرداب بلا بود حزین را
بی گردش جام، زندگانی
هوش مصنوعی: زندگی برای حزین بدون نوشیدن شراب به مانند گرداب بلای جانفرساست.